صندوقچه

خانه ی مجردی
نویسنده : - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩
 

اخه مرد چند دفعه بهت گفتم خونه به مجرد اجاره نده! حالا بفرما،‌پاشو برو بهشون بگو سر و صدا شونو کم کنن، بچه ام فردا امتحان داره.

خانم احمدی این جملات را در حالی میگفت که حسابی از کوره در رفته بود. دو ماهی میشد که طبقه بالای منزلشان رو اجاره داده بودند و این مستاجر تازه وارد ماجراهای زیادی برایشان درست کرده بود، از رفت و امدهای زیاد گرفته تا مهمانی های پر سر و صدا.

اقای احمدی کلافه و مضطرب درحالیکه قدم میزد گفت:


" به من گفت متاهلم، گفت بچه ندارم، اما تو این دو ماه گذشته یک دفعه هم ما زنشو ندیدیم! "

- خوب مرد یه فکری بکن، بندازش بیرون، اینجوری که نمیشه، اسایش نداریم؟!

- چطوری بیرونش کنم،‌١٠ ماه دیگه از قراردادش مونده.

خانم احمدی فریاد زد: یعنی ١٠ ماه دیگه باید این بساطو تحمل کنیم؟!

                              یعنی هیچ چاره ای نداره؟

                              بسوزیم و بسازیم؟

اقای احمدی به فکر فرو رفت، بعد چند لحظه انگار چیزی به یادش امده باشه از جا پرید و گفت:

- شماره اقای مرتضوی رو به من بده.

- با اون چیکار داری؟

- پسر دایی وکیل اینجا بدرد میخوره.

اقای احمدی تلفنی با پسر داییش صحبت کرد و قرار ملاقاتی را برای فردا گذاشت. فردای ان روز اقای احمدی همه ماجرا رو برای اقای وکیل تعریف کرد و اجاره نامه ی مربوطه رو هم نشونش داد.

اقای مرتضوی لبخندی زد و گفت: هیچ مشکلی بی راه حل نیست اگر از راه درستش وارد بشی!

- یعنی درست میشه؟ اخه چطوری؟ قراردادش که سر نیومده!

- ببین پسر عمه جان،‌اینجای قراردادتون ذکر کردین که مستاجر متاهل است. چند خط پایین تر هم نوشته شده که اگر طرفین یعنی تو که صاحبخونه ای و مستاجر، از هر کدام از شروط تخلف کنند، طرف مقابل حق فسخ قرارداد رو پیدا میکنه.

- فسخ دیگه چیه؟

- یعنی اینکه حالا که مستاجرت از شرطب که گذاشتین تخلف کرده،‌تو هم میتونی بدون توجه به رضایت مستاجرت و سر امدن زمان قراردادتون قرارداد اجاره رو به هم بزنی!

اقای احمدی که از خوشحالی به وجد امده بود پرسید: " خب حالا چیکار کنیم؟ "

- باید یه برگه دادخواست پر کنی و خواسته ات رو بنویسی بعد میبری به دادگاه عمومی که مربوط به منطقه شماست و تحویل میدی، اونجا برات وقت تعیین میکنن، وثت دادگاه هم به هر دوی شما ابلاغ میشه. پرونده ات هم بر خلاف چیزی که فکر میکنی، پیچیده نیست؟ فکر کنم همون جلسه اول به نفعت حکم صادر بشه.

- خدا خیرت بده. مرتضوی جان، تو رو نداشتیم چیکار میکردیم؟!

- توکلت به خدا باشه.

اقای احمدی با خیالی راحت به سمت منزل راه افتاد. حالا میدانست چه باید بکند. حالا متوجه شده بود صرف اینکه مدت قراردادش تمام نشده بود نمی توانست از رسیدن او به حقش جلوگیری کند. وقتی فکر کرد متوجه شد که امروز به امر مهمتری پی برد:

" هیچ مشکلی بی راه حل نیست اگر از راه درست ان وارد بشی "

 

بدانیم:

ماده ۴٩۶ قانون مدنی میگوید: نسبت به تخلف از شرایطی که موجر و مستاجر مقرر است خیار فسخ از تاریخ تخلف ثابت میگردد.

منظور ماده این است

در صورتیکه دو طرف قرارداد اجاره شرایطی را در قرارداد پیش بینی کردند اگر هر کدامشان از ان شرایط تخلف کرد طرف دیگر حق دارد که قرارداد را به هم بزند و اگر در اثر این تخلف ضرری هم به او رسیده باشد میتواند خسارت مطالبه کند