صندوقچه

بخش ( الف )
نویسنده : - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

اراضی     جمع ارضی است که در فارسی به ان زمین گفته می شود.


اراضی مفروزی     در اصطلاحات ثبتی اراضی مملوک ده را گویند که در مالکیت خصوصی اشخاص در امده و این واژه در مقابل اراضی مشاعی ده بکار می رود.

 

اراضی موات     عناصر اراضی موات امور ذیل است:

١- سابقه مالکیت خصوصی ان معلوم نباشد.

٢- مشغول به کشت و زرع و بنا و ابادی نباشد.

٣- بالفعل مالک نداشته باشد.

"تعریف ماده ٢٧ قانون مدنی در این زمینه ناقص است، زیرا زمین معطلی که در ان کشت و زرع و ابادی نباشد اسمش زمین موات نیست؛ بلکه ممکن است جزء اراضی متروکه باشد"

 

ارتفاق     حقی است برای ملک شخصی در ملک دیگری ( ماده ٩٣ ق - م ) مانند حق عبور اب از ملک غیر و حق گشودن ناودان در زمین غیر.

 

ارث     دارایی متوفی بعد از کسر واجبات مالی و دیون و ثلث را ارث گویند. مالیات بر ارث به ان تعلق می گیرد. یعنی مبلغ حاصل از جمع واجبات مالی و دیون و ثلث که باید کسر گردند، از دارایی مثبت میت خارج شود و باقیمانده متعلق مالیات بر ارث است؛ زیرا عنوان ارث فقط بر همان باقیمانده صدق می کند.

 

ارث خیار     انتقال حق خیار از متوفی به وارث وی را گویند.

 

ارش     کسری است که صورت ان تفاوت قیمت صحیح و معیوب در روز تقویم مال مورد معامله و مخرج ان کسر قسمت صحیح در روز تقویم میباشد. این کسر هرگاه ضرب در قیمت ثمن روز وقوع عقد شود ارش بدست میاید. یعنی حاصل ضرب مزبور را اصطلاحا ارش گویند. گاه ان را ارش عیب گویند.

 

ارض     قطعه معین از زمین.

 

آژانس     به معنی نمایندگی است.

 

اسباب تملک     اسباب قانونی برای مالک شدن چیزی مثلا عقد یکی از اسباب تملک است و یا ارث بردن نیز از اسباب تملک است. ایقاع هم ممکن است سبب تملک باشد.

 

احتیاط    اخذ شیوه ای که در ان حتی المقدور منظور مقنن عملی گردد و این در مواردی است که شک پیش اید و الا در مواردی که منظور مقنن روشن است موردی برای احتیاط نیست. شک هایی که در مورد ان ها احتیاط میکنند محدود و معین است و شامل همه شکوک نمیشود. غالب موارد احتیاط دور از احتیاط است.

 

احیاء     مقصود احیای زمین موات و مباح و نیز کارهایی است که در نظر عرف، اباد کردن محسوب شود. زراعت، کشت درخت و ساختن بنا از نمونه های ان هستند. مع ذلک، صدق عرفی اسن مفهوم هم به هدف احیاء بستگی دارد و هم به نوع زمینی که احیاء می شود. مثلا اگر احیاء زمین برای زراعت است و زمین جنگل است باید اشجار و بوته ها را دراورد و اگر محتاج به اب است راه اب درست کند یعنی حفر نهر کند؛ ولی جریان دادن اب شرط صدق احیاء نیست و همین قدر که زمین مهیای زراعت شد و راه اب درست شد، احیاء صدق میکند و شخم کردن و زراعت کردن شرط نیست. اگر زمین از زممین هایی باشد که دائما اب ترشح میکند احیای ان به طور قطع هرز اب است از طریق زه کشی. اگر زمین نشیب و فراز داشته و زراعت موقوف بر رفع ان باشد، رفع نشیب و فراز شرط احیاء است. در اراضی دیمی که صرف شیار مافی است، سنگ کشی و ریشه کنی برای انتفاع از ان زمین ضرورتی ندارد و همان شیار احیاء است و ملک او  میشود. ولی صرف خط کشی و نشان گذاری در این اراضی مصداق تحجیر است نه احیاء.

 

احیای موات     ( رک . احیاء و ایین نامه عمران ارضی بایر و موات مصوب ١۶/١٠/۴٣ هیات وزیران شماره ٣۵۴٠٢ مورخ ١۶/١٠/۴٣ )

 

اخذ به شفعه     هرگاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی حصه خود را به ثالث بفروشد، شریک دیگر حق اخذ به شفعه را دارد؛ یعنی حق دارد که به مقدار ثمن به مشتری بدهد و مبیع را تملک کند. اخذ به شفعه از ایقات است.

 

اخطار     در لغت به معنای یاداوری کردن و خاطر نشان نمودن است. در اصطلاحات اداری ( اعم از قضایی و ... ) یاداوری کردن رسمی یک یا چند مطلب در حدود مقررات جاری است مانند اخطارهایی که از طرف وزارت دادگستری یا ثبت برای اشخاص در  حدود قانون فرستاده میشود.

 

اخطارنامه     ورقه رسمی متضمن اخطار را گویند.

 

ادعاء     ( فقه - دادرسی ) اصطلاح قدیمی است و مردف دعوی است. 

 

اذن     ( فقه - مدنی ) اعلام رضای مالک یا نماینده قانونی او و یا رضای کسی که برای رضای او اثری قائل شده است، برای انجام دادن یک عمل حقوقی از عقود و ایقاعات باشد یا از تصرفات انتفاعی و یا استعمالی.

عناصر وجودی و عدمی اذن عبارتند از:

الف- اذن اعلام رضا است از طرف کسی که قانونا صلاحیت این اعلام را داشته باشد.

ب- اذن یک عمل حقوقی است و ناشی از اراده است؛ یعنی عمل غیرارادی نیست.

ج- در اذن قصد انشاء وجود ندارد ( یعنی اذن دهنده هیچ چیز را از نظر حقوقی به وجود اعتباری موجود نمی کند، بلکه فقط رفع مانع قانونی میکند)

مثلا تصرف غیر قانونی در مال ممنوع است، ولی هنگامی که مالک به دیگری اذن در تصرف در مال خود را میدهد، در حقیقت این منع را مرتفع می سازد و کار دیگری نمی کند. بعد از پیدایش این اذن، ماذون می تواند به کمک قصد خود در مال مورد اذن تصرف کند. بنابراین اگر صاحب زمینی که در ان شن و ماسه وجود دارد به طور عام به مردم اذن بدهد که از شن و ماسه ان بردارند و تملک کنند و شخصی بدون اطلاع از این اذن و بدون قصد تملک در شن و ماسه ان، مقداری شن و ماسه بردارد مالک ان نخواهد شد و تنها خاصیت این اذن نسبت به رفع ضمان و مسئولیت مدنی از ان شخص است ولی هرگز ان شن و ماسه جزئی از دارایی ان شخص به وارث او نخواهد رسید؛ چون ملک او نشده است.

 

اراده باطنی     ( مدنی ) مرادف اراده حقیقی است. اراده خطور کرده در ضمیر را گویند، خواه مدلول ایجاب یا قبول کاملا مطابق با ان باشد یا نباشد. در مقابل اراده ظاهری بکار میرود.

 

 اراده حقیقی     ( مدنی ) اراده ای که در نفس وجود پیدا کرده و هنوز ابراز نشده باشد، خواه ابراز ان به وسیله الفاظ ایجاب و قبول باشد.

 

اراده ظاهری     ( مدنی ) اراده مکشوف با کاشف از قصد انشاء را گویند. یعنی مدلول کاشف از قصد انشاء را اراده ظاهری نامیده اند، خواه مطابق با تمام خصوصیات اراده خطور کرده باشد و خواه نباشد. " العقود تابعه للقصود " همین اراده ظاهری است نه اراده باطنی.

 

اراضی آیش     عناصر ان از این قرار است:

الف- بالفعل مالک داشته باشد.

ب- زمین مزروعی باشد.

ج- مالک برای مدت معلوم یا محدودی از کشت و زرع ان چشم پوشیده باشد.

اراضی آیش جزو اراضی مفروز هر قریه است. یعنی علی الاصول مالک خاص دارد، مگر اینکه اشاعه بر ان عارض شده باشد مثلا از طریق ارث بردن.

 

اراضی بایر     عناصر ان چنین است:

الف- بالفعل مالک داشته باشد.

ب- مشغول به کشت و زرع و ابادی نباشد.

ج- مالک برای مدت نامعلوم و نامحدودی از ابادی ان چشم پوشیده باشد.

اطلاق بائر بر موات به کمک قرینه مجاز است ( تبصره دوم ماده یک قانون واگذاری زمین به تحصیل کرده های کشاورزی مصوب ٢٢/١٠/٣٨ ) اراضی بائر علی الاصول مالک خاصی ندارند، مگر اینکه اعراض مالک از انها احراز شود که در این صورت انها را بائر به مالک نامند.

بائر به دو قسم است:

الف- بائر مفروض که مالک خاصی دارد

ب- بائر مشاع که عده ای به اشتراک مالک ان بوده یا هستند. مانند اراضی دیمکار قریه که به صورت بائر افتاده باشد.

 

اراضی بیابانی     در پاره ای از دهات مقداری از اراضی ده را اهالی ده به کمک هم و به طور جمعی احیاء مینمایند و چون اب قریه به همه این قسم زمین ها نمی رسد، هر سال به قرعه بعضی از اهالی ده در ان قسمت این اراضی که اب به ان میرسد کشت میکنند. این زمین ها با اراضی مواتی که حریم ده را تشکیل می دهند فرق دارد و ملک اهل ده محسوب میشود و نوعی از اراضی مشاع اهالی ده را تشکیل میدهد.

 

اراضی دائر     اراضی اباد و ایش را گویند. در مقابل بائر و موات و اراضی متروکه.

 

اراضی متروکه     عناصر ان از این قرار است:

الف- سابقه مالکیت خصوصی مسلم داشته باشد.

ب- فعلا مشغول به کشت و زرع و ابادی نباشد.

ج- مالک سابق ان از مالکیت ان قهرا یا به اختیار چشم پوشیده باشد. مانند زمینی که مالکان ان در زلزله به کلی از بین رفته باشند و ویران افتاده باشد. این اراضی هم از حیث تملک به حیازات و احیاء در حکم اراضی موات بوده است. بر اثر توسعه معابر، اراضی متروکه معتی دیگری هم پیدا کرد. چنانچه بر اثر احداث خیابه آن، حاشاه ناچیز و ناموزونی از زمین ملک شخصی در خارج از معبر قرار گیرد و برای مالک هم مفید نباشد، این زمین را که ملک شهرداری است متروکه و اراضی متروکه در این اصطلاح، بائر بلامالک هم بکار میرود.

 

اراضی مشاعی     در اصطلاحات ثبتی به سه دسته از اراضی گفته میشود:

الف- اراضی بیابانی.

ب- اراضی موات که حریم ده را تشکیل میدهند و اهل ده برای تعلیف دواب و کندن بوته و نظایر این امور از انها استفاده مینمایند.

ج- اراضی دیمکار که اهل ده با هم ان را احیاء کرده و هر ساله با تقسیم موقت عده ای در انها کشت دیم میکنند و به طور مشاع مالک عین ان اراضی هستند. نتیجه این تقسیم را ( برزگر بخشی ) مینامند. در مقابل اراضی مفروزی استعمال می شود.

 

اجرای اسناد رسمی     اجرای اسناد تنظیم شده بوسیله ادارات ثبت و دفاتر اسناد رسمی و سایر ماموران دولت در حدود صلاحیت و بر وفق مقررات مواد ٩٢ و ٩٣ ثبت میباشد.

 

ضمانت اجراء

الف- قدرتی که برای بکار بستن قانون یا حکم دادگاه از ان استفاده مسشود و نیز بدین معنی است اجرا در قوه مجریه که یکی از قوای سه گانه مملکت است.

ب- عکس العمل قانون در مقابل تخلف از یک دستور قانونی. مثلا قانون مقرر داشته که عاقد باید کبیر و رشید باشد. ضامن اجرایی رشد، عدم نفوذ معامله است. یعنی معامله با صغیر باطل است و معامله با غیر رشید غیر نافذ. عدم نفوذ و بطلان دو قسم از اقسام مختلف ضمانت اجراء به معنی دوم می باشند.

 

اجرائیه سند ذمه ای     اجرائیه ایست ثبتی که بر اساس ایین نامه اجرای اسناد رسمی لازم الاجراء صادر میشود و از اثار عمده ان قابلیت توقیف مدیون سند در صورت استنکاف از ادای دین است.

 

اجرائیه سند شرطی     در مقابل اجرائیه سند ذمی بکار میرود. اجرائیه سند شرطی بر اساس ماده ٣۴ قانون ثبت صادر میشود و دارای مختصاتی است. از انچمله این که مدیون سند توقیف نمی شود؛ برعکس سند ذمه ای.

 

اجرت

الف- در عقد اجاره خدمات ( ماده ۵١۴ ق - م ) عوض اقتصادی خدمت را اجرت گویند.

ب- مال الاجاره ( در اجاره اشیاء - ماده ۴۶٨ ق - م ) را هم اجرت گویند در این صورت این کلمه با لغت دیگر مرکب است، مانند " اجره المسمی " و " اجره المثل ".

 

اجرت المثل

الف- اگر کسی از مال دیگری منتفع شود و عین مال باقی باشد و برای مدتی که منتفع شده بین طرفین مال الاجاره ای معین نشده باشد، انچه که بابت اجرت منافع استیفاء شده باید به صاحب مال مزبور بدهد اجرت المثل نامیده میشود؛ خواه استیفای مزبور به اذن مالک باشد خواه نباشد. در صورت اخیر، اجرت المثل جنبه خسارت را هم دارد.

ب- گاهی به معنی عوض المثل است.

 

اجرت المسمی اجرت مذکور در عقد اجاره را اجرت المسمی گویند.

 

اجاره نامه     اصطلاح عامیانه سند اجاره. نوشته ای که حاکی از عقد اجازه باشد.

 

اجاره معاطاتی     ( فقه ) اجاره ایست که ایجاب و قبول ( یا فقط ایجاب یا قبول ) ان غیرلفظی باشد. گفته اند در اجاره خدمات، اجاره معاطاتی غیر قابل تصور است. به همین جهت اگر کسی به دیگری دستور انجام کاری را بدهد و ان شخص بدون گفتن چیزی که حاکی از قبول دستور مزبور باشد اقدام به انجام ان کار کند، این عمل حقوقی را ( که عرفا اجازه خدمت است ) اجازه نمی دانند بلکه بعضی ان را " اباحه منفعت به عوض " دانسته اند و عجیب این است که قانون مدنی نیز تحت عنوان استیفاء، از نظر اخیر پیروی کرده است ( ماده ٣٣۶ ق - م ) و ان را از اسباب ضمان قهری دانسته است ( ماده ٣٠٧ ق - م ) در حالی که مطابق ماده ١٨٣ قانون مدنی این عمل عقد است.

 

اجاره نامچه     سند اجاره را گویند. بیشتر در اصطلاحات عامیانه بکار می رود.

 

اجاره ٩٩ ساله     ( مدنی ) اجاره های طویل المدت را با این رقم مشخص می کنند. همان طور که در نکاح منقطع هم مدت ٩٩ ساله می تواند معین شود ( ماده ٨ ائین نامه اصلاحات ارضی مصوب ٣/۵/۴٣ )

 

 اجازه     اظهار رضایت شخصی که قانون رضای او را شرط تاثیر عقد یا ایقای دانسته است که از دیگری ( خواه مالک نباشد، خواه مالک اما محجور باشد-مانند سفیه ) صادر شده است مشروط بر اینکه رضایت مزبور بعد از صدور عقد یا ایقاع مذکور صادر شود، اگر پیش از ان صادر شود ان را اصطلاحا اذن نامند. گاهی به طور عام و با تسامح اجازه را اعم از اذن و اجازه به معنی بالا بکار می برند و این استعمال را انحطاط است.

 

اذن     ( فقه ) در اصطلاحات علم درایه ( که از مقدمات علم فقه است ) عبارت است از اذن استاد حدیث به دیگری در نقل روایات تحت شرایط خاص و لازم نیست که موجز برتر از مجاز باشد. اجازه ممکن است شفاهی یا کتبی باشد حتی به غیر ممیز هم اجازه داده نمی شود. ممکن است مورد اجازه نقد روایات کتاب معین بوده یا برعکس نقل همه مسموعات مجیز باشد و نیز ممکن است مجاز شخصی معین و یا اشخاصی غیر معین ( مانند جمیع مسلمانان ) باشند. بعضی عقیده دارند اجازه به معدوم هم درست است نیز، اجازه به صغیر حتی در زمان ولادت درست است و اشکالی و اختلافی در این مورد نسیت. اسن وضع نوعی از ارتباط دادن به قرطاس بود که متاسفانه امروز هم به وضعی شدیدتر معمول است و مدرک علم و دانش قرطاس است که تا حد فراوانی از عمق علم کاسته و به عرض ان افزوده است.

 

ائین نامه

الف- مقرراتی است که مقامات صلاحیت دار مانند وزیر یا شهردار و ... وضع و در معرض اجرا می گذارند؛ خواه هدف ان تسهیل اجرا و تشریح قانونی از قوانین موضوع باشد، خواه در مواردی باشد که اساسا قانون وضع نشده است. در همین مورد لفظ نظامنامه هم استعمال شده است. گاه خود مجلس وضع نظامنامه می کند. در حقوق اسلام اینگونه مقررات را " حکم " می گفته اند و ان را در مقابل " شرع " بکار می برده اند. وضع اینگونه مقررات را (‌که بنا بر تدوین ان نداشته اند ) حکومت می نامیده اند.

ب- ایین نامه یا نظامنامه عبارت است از مقررات کلی که توسط مراجع اجرایی قانون به منظور اجرای وظایف اجرایی و تحقق بخشیدن به ان ها وضع شده باشد و شامل ائین نامه های مصوب پارلمان تمی باشد ( ائین نامه داخلی مصوب پارلمان در مفهوم قانون به معنی اعم، شامل کلیه مصوبات کلی پارلمان مس شود ).

ائین نامه به این معنی مفهوم عامی دارد که جز قانون ( یعنی مصوبات کلی پارلمان ) و بخشنامه همه چیز را شامل است و مفهوم تصویب نامه از تحت ان خارج نیست و معنی درست ائین نامه همین است.

 

آبونمان     عنوان عقودی است که در ان ها تعهد به طور متناوب یا مجدد انجام می شود و عوض ان مقطوعا معین و یکجا یا به اقساط پرداخت شود مانند آبونمان راه آهن و برق و روزنامه و تئاتر و یا گاز و تلفن و ... . عوض را " وجه اشتراک " گویند. ترجمه ان به اشتراک بی مناسبت است و تقلید از اعراب هم بی وجه است. ( بند چهارم ماده ٧٣٩ قانون ائین دادرسی مدنی )

 

اباحه تملک     ( فقه - مدنی ) یعنی اجاره تملک. این احازه را گاهی مقنن مستقیما می دهد ( مانند اجازه تملک مباحات در ماده ١۴٧ ق - م ) و گاهی ناشی از قصد انشای مالک است ( مانند نثار مال در عروسی که صاحب جشن از طریق نثار، اباحه تملک مال به حضار می کند). اذن در نهادن سرتیتر بر سر دیوار هم مصداق اباحه تملک منافع است ( ماده ١٢٠ ق - م ) همه اقسام اباحه تملک جایز و یا لازم نیستند. بلکه به حسب طبیعت هر قسم ممکن است جایز یا لازم باشد، اما غالبا جایز می باشند.

 

اتحادیه     انجمن صنفی که حافظ منافع یک صنف است ( و صنف عبارت است از گروهی که باشند ).

 

اجاره:     ( فقه - مدنی ) عقدی است که به موجب ان، طرف منفعت عین یا نیروی کار خود را در ازای اخذ اجرت معامله می کند. مورد اجاره ممکت است اشیا یا حیوان یا نیروی انسانی باشد. ( ماده ۴۶۶ و ۴۶٧ ق - م )

 

اجاره اشیا و حیوان     ( فقه - مدنی ) عقد اجاره ای است که مورد اجاره عین مال و یا حیوان باشد. ( ماده ۴۶۶، ۴۶٨ و ۵٠٧ ق - م )

 

اجاره بها     به معنی مال الاجاره است. یعنی اجرت و عوض منافع مالی که به موجب قعد اجاره معین می شود.

 

اجاره خدمات     ( فقه - مدنی ) عقد احاره ایست که شخصی نیروی کار خود را در مقابل اخذ مزد معامله می کند. صاحب نیروی مزبور را اجیر ( خدمتکار یا کارگر ) می نامند و طرف او را مستاجر  ( کارفرما یا صاحب کار ) گویند. (ماده ۵١۴ ق - م )

 

استیفاء     و ان عبارت از بهره مند شدن کسی است از عمل یا منفعت مال غیر بر حسب اذن قبلی که داده است.

استیفاء از اقسام شبه عقد است. ( مانند اجاره ) زیرا در استیفاء توافق طرفین برای انجام عمل، یا بردن منفعت از مال موجود می باشد و از این جهت شباهت به عقد دارد، ولی شرایط دیگر عقد را از قبیل تعیین عوضین فاقد است.

استیفاء از اسباب ضمان قهری است ( ماده ٣٠٧ ق - م )

 

اسناد قابل معامله     ( حقوق تجارت ) اسنادی که امضاء کننده ان، نعهد تسلیم مالی ( نقد - جنس ) را می کند. مانند اسناد تجارتی و اوراق بهادار. ( سهام شرکت ها و اوراق قرضه )

 

اسم تجاری     نامی است که بازرگانان تحت عنوان ان نام تجارت می کنند و در حقیقت نام تجارتخانه یا موسسه بازرگانی است.

 

اهل     برای این که متعاملین اهل محسوب شوند، باید بالغ و عاقل و رشید باشند.( ماده ٢١١ ق - م )

 

اسناد تجاری     طبق قانون تجارت ایران عبارتند از:

١- برات

٢- سفته

٣- چک

در بعضی کشورها سند دیگری هم وجود دارد که " دارانت " نام دارد. اسناد تجاری برای کسانی که به امر تجارت اشتغال دارند، بیشتر از پول ارزش دارد، زیرا علاوه بر اینکه همان کار پول را بین تجار انجام میدهد، از انتقال وجه جلوگیری میکند و خود وسیله ای برای کسب اعتبار در بازار می باشد. برای مصال تاجری که از شخصی مقداری جنس خریداری کرده ( با توجه به اینکه عمده معاملات بین تجار نسیه است ) برای پرداخت بهای جنس خریداری شده از فروشنده مهلت میگیرد و تعهد میکند که بدهی خود را در تاریخ معین به وی بپردازد. بدین منظور به فروشنده یا طلبکار خود سفته میدهد و ممکن است به همان فروشنده اختیار دهد که معادل طلب خود و برای ان مدت براتی به عهده او صادر کند که وی متعهد پرداخت ان خواهد شد. و یا اینکه سفته و براتی که وی از کسی دیگر به همین ترتیب در اختیار دارد، به فروشنده واگذار کند. فروشنده هم میتواند سفته و براتی که از این طریق بدست اورده، به خاطر احتیاج به پول نقد، به تاجر دیگری انتقال داده و مبلغی از اصل ان کسر نموده، وجه ان را دریافت نماید؛ که این عمل را تنزیل می نامند.

تنزیل عمده ترین عملیات تجارتی است. تنزیل کننده با محاسبه سود وجه پرداختی خود به نرخ روز و از تاریخ تنزیل تا تاریخ سررسید سند ( اگر سند دارای وعده باشد ) هزینه هایی که احتمالا برای وصول وجه مرقوم متحمل خواهد شد، محاسبه نموده و از سند متقاضی وام کسر کرده و بقیه را به وی میپردازد و البته چون دستیابی به اینگونه اشخاص کار اسانی نیست، بیشتر نقل و انتقال اسناد تجارتی توسط صرافان صورت میگیرد که نقش موثری به عنوان واسطه در بین تجار بعهده دارند.

 

اشباک     چاه را نزدیک یکدیگر کندن.

 

اشتباه     موجب بطلان عقد می شود. اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح، اشتباهی واقع شده باشد، صلح باطل است ( ماده ٧۶٢ ق . م ). از طرفی قول عدم نفوذ در عقد، ناشی از اشتباه، سرنوشت عقد را در دست کسی میگذارد که می تواند ان را تنفیذ یا رد کند و این، از مزایای عدم نفوذ برای مشتبه است. رضای حاصل در نتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست ( ماده ١٩٩ ق . م )

 

اشکوبه     هر طبقه از خانه را اشکوب هم گویند.

 

اصالتا     از طرف خود و از جانب خود، مقابل وکالتا.

 

اصیل

١- طرف عاقد فضولی ( در عقد فضولی ) را اصیل گویند ( ماده ٢۵٢ ق . م ). این اصطلاح در مقابل عاقد فضول استعمال میشود.

٢- موکل را نسبت به وکیل اصیل گویند.

 

اعتراض نکول     اعتراضی است که بر اثر نوشتن نکول از طرف تادیه کننده برات و سفته در هنگام رویت به عمل می اید ( مواد ٢٩٣ - ٣٠٩ قانون تجارت ).

 

اعیان     عبارت از هر شی مادی که ملحق و ملصق به غیر منقول، مخصوصا زمین باشد، اعیان، جمع عین است. خانه، دکان، اشجار و حتی مجرای قنات مشمول تعریف اعیان است.

 

اعیانی     در مقابل عرصه استعمال می شود و عرصه به زمین مملوک ( زمینی که متعلق به مالکی است ) گفته می شود و اعیانی، اکوال غیر منقول موجود در ان زمین را گویند. مانند چاه، قنات، خانه، درختان، استخر شنا و ... ( ماده ٩۴٧ ق.م ) استعمال کلمه ( اعیانی ها ) اشتباه است.

 

اشتباه در موضوع عقد:     اشتباهی است راجع به خود موضوع معامله، مثلا بایع کتاب را به جای دفتر میفروشد (‌ماده ٢٠٠ ق.م ). از قانون مدنی فرانسه گرفته شده و مورد تفسیرهای مختلف بین حقوق دانان فرانسوی قرار گرفته است.

 

اشتباه در نوع عقد     و آن در مواردی است که یک طرف عقد، عقد معینی را در نظر داشته باشد و طرف او عقد دیگری را. مثل اینکه شخصی مالی را به دیگری هبه کند و طرف به تصور اینکه او صلح کرده است اضهار قبول نماید ( ماده ١٩۴ ق.م )

 

اشتراک

الف- به معنی ابونمان است.

ب- عبارت است از عنوان کلمه ای که دارای معنی کلی است ( مانند انسان ) یا کلمه ای که دارای دو یا چند معنی است مانند باز و مهر.

 

اصل اسقاط حقوق     هر کسی می تواند هر حقی را که دارد اسقاط کند جز انچه را که قانون منع کرده است ( ماده ٩۵٩ ق.م ) بر اساس همین ماده معاملات سفهی باطل است.

 

اصل سند     در مقابل رونوشت سند استعمال می شود ( سرفصل ماده ٣٠٩ دادرسی مدنی ).

 

اصل صحت     به موجب این اصل در عقود و ایقات فرضی، قانون بر صحت انها است. مدعی فساد باید دلیل بر فسساد اقامه کند. اصل صحت در معاملات ( که اخذ از عقود است زیرا معامله شامل نکاح نمی شود ) درماده ٢٢٣ قانون مدنی پیش بینی شده، ولی ملاک ان شامل همه عقود و ایقات است. از این معنی تعبیر به اصاله الصحه هم می شود.

 

اضهارنامه     نوشته ایست که مطابق مقررات قانونی تنظیم می شود و وسیله قانونی بیان مطالب است و اضهاریه هم گفته می شود ( ماده ٧٠٩ ایین دادرسی مدنی ).

 

اموال     جمع مال است و مال فعلی ماضی از ( میل ) است به معنی خواستن و در فارسی هم به ان " خواسته " گویند و در ان چیزی است که ارزش مبادله را داشته باشد. در اصطلاحات ذیل بکار رفته است.

 

ایجاب     در قانون مدنی تعریفی از ایجاب وجود ندارد. در فقه هم نضبی نیست ولی فقها در عقود مختلف عقاید مختلف دارند. مثلا در بیع قصد انشای بایع را ایجاب می دانند و عقیده دارند که باید ایحاب مقدم بر قبول باشد. در عقود اذنیه ( عقد اذنی ) مانند ودیعه هرچند که صاحب مال ایحاب کننده باشد، ولی عقیده دارند که در عقود اذنیه مانعی ندارد که ایجاب موخر از قبول باشد. در عقد صلح و نکاح عقیده فقها اینست که هر یک از طرفین مبادرت و پیشدستی نماید و قصد خود را ابراز کند، قصد انشای او ایجاب است و از این جهت صلح غیر از بیع است.

درست اینست که در عقدی نخستین قصدی که ابراز می شود ایجاب است ( ماده ١٨٣ ق.م )

 

ایجاب و قبول     در پاره ای از اصطلاحات مهجور، تعبیر دیگری از عقد است، ولی در واقع ایجاب و قبول دو کاشف از دو قصد طرفین عقد است و خود این دو کاشف عقد نیستند، بلکه ان دو قصد عقد را تشکیل می دهند.

 

ایفاء     در مورد پرداخت دین بکار میرود ( ماده ٢۶۴ ق.م ) و وفای به عهد هم متقارن به این مضمون است.

 

اموال یا مال غیر منقول     به موجب ماده ١٢ قانون مدنی، غیر منقول انست که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود.

 

اصول     جمع اصل و ریشه را گویند، و در اصطلاح، علمی است که بوسیله ان مسائل فقهی و شرعی استنباط می گردد.

 

ابهام     مصدر باب افعال به معنی گنگ بودن و روشن و صریح نبودن.

 

اجمال     مصدر باب افعال از ریشه طلق یعنی رها شده و بی مهار گردیده، می باشد.

 

اکراه     مصدر باب افعال به معنی مجبور شدن برای انجام کاری توسط شخص یا عاملی.

 

ابرام     پافشاری نمودن در مورد کاری و یا عملی، از باب افعال.

 

اسقاط     کسی که شرط فعلی به نفع او در عقدی برقرار شده، می تواند این حق را که به نفع اوست روی قاعده اسقاط حقوق، ساقط کند.

 

اسقاط کافه خیارات      فرمولی است که در اغلب اسناد عادی قدیم و اسناد کنونی در عقد می نویسند که با ان هرگونه خیار مسلم و غیر مسلم را ساقط میکنند تا عقد قوام و پایه ای گیرد و از حالت تزلزل به حالت ثبات دراید و این کار مشمول ماده ٩۵٩ قانون مدنی نیست، هرچند عبارت ماده طوری نوشته شده که بر حسب ظاهر شامل مورد است.

 

اسناد

الف- در علم درایه به معنی انتساب حدیث است به گوینده اصلی ان یعنی پیغمبر صلی الله و علیه واله و سلم و یا امام علیه السلام.

ب- در علم درایه اسناد - به فتح اول - جمع سند است و سند مجموعه یک حدیث را گویند که متن این حدیث توسط انها به ما می رسد.

ج- در علم حقوق جمع سند است و ان نوشته ایست که در مقام دعوی یا دفاع برای اثبات چیزی قابل تمسک . استفاده باشد.

 

اشتباه در سبب معامله     بیع سبب تملک مبیع و ثمن است وصیت تملیکی سبب تملک موصی به است و هکذا. حال اگر ورثه یا موصی له بر تقسیم مال مشاعی، به تراضی افراز کنند و بعد معلوم شود که وصیت باطل بوده و موصی له بهره از ان مال نداشته است، ترازی بر افراز هم باطل است؛ زیرا ورثه در فاسد بودن سبب تملک ( یعنی وصیت ) و صحیح بودن ان در اشتباه بوده اند. این اشتباه در سبب است.

 

اشتباه در شخص طرف عقد     به هر یک از دو صورت ذیل گفته می شود :

الف- اشتباه در خود طرف عقد مثل اینکه واهب، مال خود را به حسن هبه کند به تصور انکه او منوچهر است.

ب- اشتباه در مشخصات طرف عقد. مانند اینکه موجر، خانه را به کسی اجاره بدهد به تصور اینکه او مجرد است و بعد معلوم شود که متاهل است.( ماده ٢٠١ ق.م )

 

اشتباه در صورت عریضه موضوع معامله     اگر مورد معامله عین معین باشد و عرفا مخالف با انچه در قصد عاقد خطور کرده است از کار اید ( به علت اشتباه در تصور ) ان اشتباه را اشتباه در صورت عریضه موضوع معامله گویند و این اشتباه عقد را باطل میکند. مثل اینکه کسی اشتباها کفش زنانه را به جای کفش مردانه بخرد، چه، عرفا کفش مردانه و زنانه دو ماهیت متغایر محسوب می شوند. اصطلاح بالا در مقابل اشتباه در عوارض موضوع معامله بکار رفته است.

 

افراز     تقسیم مال مشاع است توسط ادارات ثبت و یا دادگاه ها. برای انجام افراز باید جریان ثبت ملک مورد درخواست به اتمام رسیده باشد، لیکن نیازی نیست که در دفتر املاک نیز به ثبت رسیده باشد و یا سند مالکیت ان صادر شده باشد. و مادام که مالکانی نسبت به تصمیم واحد ثبتی اعتراض نکرده اند ( تا ١٠ روز پس از ابلاغ تصمیم ادراه ثبت ) اداره ثبت، عملیات افراز را انجام خواهد داد. در صورت اعتراض، دادگاه شهرستان به دعوی رسیدگی و حکم مقتضی صادر خواهد کرد. حکم دادگاه شهرستان قابل شکایت فرجامی است ( بر اساس مواد ١ و ٢ قانون افراز و فروش املاک مشاع )

 

اقاله     به هم زدن عقد لازم است به تراضی یکدیگر و ان را تفاسخ و تقابل نیز می نامند ( ماده ٢٨٣ ق.م ). برای اقاله مدت معین نشده و طرفین می توانند هر وقت بخواهند عقد را اقاله کنند.

 

اقباض     رفع ید از موضوع معامله از طرف ناقل به نفع منتقل الیه، بطوریکخ منتقل الیه بتواند هر نوع تصرف که بخواهد در ان بنماید. ( مرادف تسلیم است ) قبض فعل منتقل الیه است و اقباض فعل ناقل. چنان تسلیم فعل ناقل است و تسلم فعل منتقل الیه. ( ماده ٣۶٧ ق.م )

 

اقرار     عبارت است از اخبار بحقی بنفع غیر و بزیان خود ( ماده ١٢۵٩ ق.م ) شخص اقرار کننده را مقر ( بضم میم و کسر قاف و تشدید اخر ) و کسیکه اقرار بنفع او شده است ( مقرله ) و مورد اقرار را ( مقر به ) گویند.

 

آلاچوق     خانه ای است که ترکمنان و اهل رشت سازند، مشتمل بر چند چوب که به زمین نصب کرده سرهای انها را به هم می بندند و در ان بسر میبرند. این کلمه، ترکی است. اُلاچق و آلاچیق هم می گویند.

 

التزام     منظور، سندی است که در ان کسی چیزی را بر ذمه خود قبول کند.

 

اموال غیر منقول     قانون مدنی اموال غیر منقول را به ۴ دسته تقسیم کرده است:

١- اموالی که ذاتا غیر منقول هستند ( مثل اراضی ).

٢- اموالی که بوسیله عمل انسان غیر منقول هستند ( مثل ابنیه و اسیا و هرچه در بنا منصوب و عرفا جزء بنا محصوب می شود ).

٣- اموالی که در حکم غیر منقول هستند. ( مثل حیوانات و اشیایی که مالک ان را برای محل زراعت اختصاص داده باشد، از قبیل گاو و گاومیش و ماشین و اسباب و ادوات زراعت و تخم و ... و بطور کلی هر مال منقول که برای استفاده در عمل زراعت لازم و مالک ان را به این امر تخصیص داده باشد،از حیث صلاحیت محاکم و توقیف اموال، جزء ملک محسوب و در حکم مال غیر منقول است و همچنین است تلمبه و گاو و یا حیوان دیگری که برای ابیاری و زراعت خانه و باغ اختصاص داده شده است. مثلا در ماده ١٨ حق انتقال از اشیای غیر منقول مثل حق عمری و سکنی و همچنین حق در اتفاق نسبت به ملک غیر از قبیل حق العبور و حق المجزی و دعاوی راجع به اموال غیر منقول از قبیل تقاضای خلع ید و امثال ان، تابع اموال غیر منقول است.

۴- اموالی که تابع غیر منقول هستند.

 

اراضی مباحه     اراضی زیر را گویند:

الف- اراضی موات.

ب- اراضی متروکه ( نه متروکه شهرداری ) که مالکان از انان اعراض کرده اند.

 

اهلیت     صلاحیتی است که شخصی برای دارا شدن و اجرای حق دارد. این صلاحیت، دارای دو نوع ممتاز است:

١- اهلیت تصرف: صلاحیت اجرای حقی که به حکم قانون به کسی داده شده است مانند مالکی مه می تواند برای گرفتن اجازه وضع ید غاصب، اقامه دعوی کند یا با دیگران درباره انتقال حق خود، طرف معامله شود. اهلیت، همیشه با تمتع از حق همراه است زیرا شخصی باید حقی را دارا باشد تا سخن از اعمال ان به میان اید، ولی هر صاحب حقی نمی تواند ان را اجرا کند.

٢- اهلیت تمتع: صلاحیتی است که شخصی به موجب ان می تواند از حقوق خصوصی بهره مند باشد.

 

اراضی مخروبه     اراضی باید را گویند. ( تبصره ماده سوم قانون اصلاحات ارضی مصوب ١٩/١٠/١٣۴٠ )

 

ارز یافت     نتیجه ای که از ارزیابی بدست امده است. مثلا، ارزش خانه و ملک را ارز یافت گویند.

 

ارخ     نهر و گذر اب در زبه ان ترکی را ارخ گویند.

 

ارماء     زمین خاکی و تهی.

 

استاره     از اوزان قدیم است و وزن ان ۵/۴ مثقال شرعی است.

 

استخلاف     و آن عبارت است از اینکه شخصی، دیگری را برای بعد از فوت خود مالک قسمتی از دارایی خود کند ( وصیت تملیکی ) و یا اختیاراتی به او بدهد که پاره ای از کارهای راجع به او را انجام دهد ( وصیت عهدی ). اصطلاح نیابت برای اعطای اختیار در زمان حیات بکار می رود، نه برای بعد از فوت.

 

آپارتمان     تعریف قانونی ندارد و در واقع یک واحد مستقل قابل سکونت و پیشه از یک ساختمان چند طبقه است که دارای قسمت های اختصاصی و مشترک است. طبق ماده ١ قانون تملک اپارتمان ها، مالکیت در اپارتمان های مختلف و محل های پیشه و سکنای یک ساختمان، شامل دو قسمت است:

١- مالکیت قسمت های اختصاصی.

٢- مالکیت قسمت های مشترک.

قسمت های مشترک، قسمت هایی از ساختمان است که حق استفاده از ان منحصر به یک یا چند اپارتمان یا محل پیشه ی مخصوصی نبوده و به کلیه مالکان، به نسبت قسمت اختصاصی انها تعلق دارد و مورد استفاده تمام شرکا قرار می گیرد. از قبیل: زمین زیر بنا، پله ها، پاگرد ها، تاسیسات و محوطه ساختمان.

چنانچه موارد فوق جنبه استفاده عمومی نداشته باشد، قید محوطه در قسمت های مشترک، انگونه مه در تهران معمول است و در اسناد مالکیت نوشته می شود، صحیحص نبوده بر خلاف بند ( ح ) ماده ۴ ایین نامه اجرایی قانون تملک اپارتمان هاست.

 

آثار ثبت اسناد     اسنادی که مطابق مقررات تنظیم شده دارای اعتبار خاصی است. اعتبار اسناد ثبت شده همان اثار اسناد است که به شرح زیر است:

١- معتبر بودن تمامی محتویات و امضای سند رسمی.

٢- معتبر بودن تمام مندرجات سند رسمی.

٣- قابل اثبات بودن ان نسبت به اشخاص ثالث و طرفین و قائم مقام انان.

۴- قابل اثبات نبودن دعوی مخالف مندرجات سند رسمی بوسیله امارات قضایی.

۵- لازم الاجرا بودن شند رسمی.

۶- عدم احتیاج به سپردن خسارت احتمالی برای تامین خواسته در دعاوی سند رسمی.

٧- عدم شمول مرور زمان نسبت به ثبت سند و امکان صدور اجراییه در هر زمان.

 

آثار بیع صحیح     طبق ماده ٣۶۴ ق.م به قرار زیر است:

١- به مجرد وقوع بیع، مشتری مالک مبیع و بایع، مالک ثمن می شود.

٢- عقد بیع، بایع را ضامن دَرَک میبع و مشتری را ضامن دَرَک ثمن قرار می دهد.

٣- عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع ملزم می کند.

۴- عقد بیع، مشتری را تادیه ثمن ملزم می کند.

 

آجر نما     دیواری که به گچ . نوع ان اندوده و با خطوطی منتظم، شکل دیوار آجرین بدان داده باشند.

 

آشکوب     سقف، بام، طبقه خانه. در اسناد رسمی اشکوبه ضبط شده و مراد از ان یک طبقه از خانه است.

 

اباحه     چیزی به معنای اجازه تملک یا ارتکاب فعل یا مصرف یا اخذ چیزی است ( ماده ٩٢ ق.م )

 

ابلاغ قانونی     مطابق ماده ١۵ ایین نامه اسناد رسمی، اگر متعهد از رویت یا امضای اجراییه امتناع کند، یا در اقامتگاه خود حضور نداشته باشد و یا کسان و خادمان ساکن در محل نیز رسید ندهند و یا در محل نباشند، مامور باید اجراییه را به اقامتگاه متعهد الصاق کند و مراتب را در نسخه دیگر بنویسد. این نوع ابلاغ، ابلاغ قانونی محصوب می شود.

 

ابلاغ واقعی     مامور اجرا مکلف است ظرف ۴٨ ساعت از زمان دریافت اوراق اجراییه، یک نسخه از ان را به شخص متعهد تسلیم کند و در نسخه دیگر با ذکر تاریخ با تمام حروف، رسید بگیرد. ابلاغی که به این صورت انجام شود، ابلاغ واقعی است ( ماده ١۵ ایین نامه اجرای اسناد رسمی ).

 

ابدال     یعنی فروختن عین موقوفه به قصد خریدن مال دیگر به جای ان؛ که مال خریداری شده از بهای عین فروخته شده، قهرا و با شرط وقف اول، وقف خواهد بود. و استبدال، عبارت است از معاوضه عین موقوفه با عین دیگر و جنس تحویلی به انها.

 

احتکار     جمع آوری مالاهای بازرگانی به قصد انتظار نایابی و کمیابی و فروش به قیمت گران. چنین شخصی را محتکر گویند. طبق ماده ١ قانون تنظیم توزیع کالاهای مورد احتیاج عامه و مجازات محتکران و گرانفروشان مصوب اردیبهشت ماه ١٣۵٣، هر شخص حقیقی یا حقوقی که کالاهای مورد احتیاج و ضروری عامه را بیش از میزان تعیین شده پنهان نموده و با اعلام دولت ظرف مهلت مقرر نسبا به عرضه ان ها برای فروش به مردم اقدام ننماید، محتکر و گرانفروش تلقی می شود.

 

احداث     ایجاد اعیانی در زمین، یا بوجود اوردن وضعیت جدید در ان.

 

احضارنامه     ورقه ای که در ان دادگاه یا قاضی، امر به حضور کسی، اعم از متهم یا مطلع یا گواه به دادگاه و مراجع قضایی کرده باشد. ضمانت اجرای تخلف از این امر جلب به دادگاه و به مرجع دستور دهنده است و مرادف احضاریه است. ( ‌‌‌‌مواد ١٠٩ تا ١١١ قانون دادرسی کیفری و ١۴۵ قانون دادرسی ارتش )

 

اذن     اجازه.

 

اراضی ساحلی     زمین هایی است که در مجاورت دریا و دریاچه و یا اراضی مستحدثه قرار دارد.

 

اراضی شهری     زمین هایی هستند که در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهر ها و شهرک ها قرار گرفته است ( ماده ٣ قانون زمین شهری شهریور ١٣۶۶ )

 

ایقاع     و آن به معنای ایجاد است. ایقاع به وسیله قصد انشای یک نفر بدون ان که موافقت شخصی دیگر را لازم داشته باشد حاصل می شود و حقی را ایجاد و اسقاط می کند. ایجاد حق مانند تملک در حیازت مباحات و اسقاط حق مانند ابراء حق دینی و اعراض از مالکیت.

 

انگ     در اصطلاح تجارت، نشان و علامتی که بر روی عدل و مال التجاره نویسند.