صندوقچه

بخش ( ب )
نویسنده : - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

بایر     زمینی که مالک دارد و برای مدت نامعلومی در ان کشت و کاری نشود.


بایع     کسی که در عقد بیع غالبا در طرف ایجاب واقع می شود و به مال او به عنوان معوض و مبدل نگاه می شود نه عوض و بدل.

 

بایع شرطی     بایع در بیع شرط را بایع  شرطی گویند.

 

بخش     ناحیه ثبتی.

 

به شرط شئ     هرگاه موضوعی مشروط به شرطی باشد، ان موضوع را " به شرط شئ " گویند.

مثال: تسلیم مبیع به خریدار مشروط است به تسلیم ثمن به بایع، ولو اینکه ماده این شرط در عقد ذکر نشده باشد؛ زیرا قاعده عدل و انصاف و بدیهی عرف این اقتضاء را دارد.

 

به شرط لا     شرطی که موضوعی را نفی کند مشروط را نسبت به ان موضوع نفی شده " به شرط لا " گویند.

مثال: هر کس که مالی را میخرد بطور ضمنی بر بایع شرط می کند که مبیع مال غیر نباشد. یعنی به این شرط وارد بیع می شود که مبیع، مال خود بایع باشد، نه مال ثالث ( بند دوم ماده ٣۶٢ ق.م بر همین پایه قرار دارد ) و همچنین هرکس مالی میخرد به طور ضمنی شرط میکند که مبیع فاسد و معیوب نباشد.

 

بطلان مطلق     بطلان واقعی همین است و بطلان مطلق، بی اثر بودن عقد یا ایقاع به علت فقدان شرط یا شروطی است که بدون انها قانونا نمی تواند اثر داشته باشد و رضایت ذینفع هم نمی تواند ان را موثر کند.

 

بطلان نسبی     صفتی است در یک عمل حقوقی که در ان رعایت کامل شرایط قانونی نشده ولی عمل مزبور بعلت نقص مذکور بنفع ذینفع در حالت تزلزل ( بین صحت و فساد ) اعلام شده و فقط ذینفع می تواند از طریق اعلام اراده خود انرا ملحق به عمل کاملا صحیح و با کاملا فاسد و باطل گرداند و در حقیقت چنین عملی باطل نیست و بلکه موقوف است ( همانطور که فقها هم به ان عنوان موقوف داده اند ). و باید بوسیله دادگاه باطل گردد و مورد ان معلول شدن اراده بعلت اشتباه یا اکراه و یا محجور بودن عاقد است.

 

بنچاق     اسناد راجع به مالکیت یا نقل و انتقال سابق بر معامله ای که فعلا انجام می گیرد ( ماده ٢٣ ایین نامه قانون ثبت - مصوب ١٣١٧ ).

 

بیع

الف- تملیک عینی است به عوض معلوم ( ماده ٣٣٨ ق.م ) شرط بیع این نیست که عوض مبیع پول باشد، ولی شرط این است که یکی از عوضین به عنوان ثمن داده شود ( مفهوم مخالف ماده ۴۶۴ ق.م ) و این امر بیع را از صلح جدا می کند.

ب- عمل بایع را نیز به تنهایی بیع گویند. برخلاف معنی بالا ( که بیع به مجموع عمل بایع و مشتری گفته می شود ) چنانکه در باب وصیت به ایحاب موصی وصیت گفته می شود. استعمال بیع در مواد ٩٢ - ٢٠٢ قانون جزا مَجاز است نه حقیقت.

 

بیع شرط     در عقد بیع متعاملین می توانند شرط نمایند که هرگاه بایع در مدت معینی تمام مثل ثمن را به مشتری رد کند، خیار فسخ معامله را نسبت به تمام مبیع داشته باشد و همچنین می توانند شرط کنند که هرگاه بعضی از مثل ثمن را رد کرد، خیار فسخ معامله را نسبت به تمام یا بعض مبیع داشته باشد و در هر حال حق خیار تابع قرارداد متعاملین خواهد بود ( ماده ۴۵٨ ق.م )

 

بیع عقدی     بیعی که ایجاب و قبول ان لفظی باشد. ( این اصطلاح در مقابل بیع معاطاتی استعمال می شود ) در حقوق مدنی کنونی شرط تحقق بیع عقدی این نیست که ایجاب و قبول ان لفظی باشد و اساسا بیع به دو قسم عقدی و غیر عقدی تقسیم نمی شود. در فقه، بیع معاطات را عقد نمی دانند بلکه ان را یک نوع تراضی می دانند. بیع معاطات در فقه یک تراضی جایز است و مشمول اصاله اللزوم در عقود نمی شود ( قول مشهور )

 

بیعانه     مقداری از ثمن است که در باب اطمینان بایع، از طرف مشتری به او پرداخت می شود؛ خواه تسلیم مبیع مدت داشته باشد ( مانند بیع سلم )، خواه مدت نداشته باشد. ولی اوردن مبیع و تحویل دادن ان، نوعا مستلزم زحمت و یا هزینه می باشد.

 

بلوغ     ماده ١٢٠٩ ق.م :

" هرکس که دارای ١٨ سال تمام نباشد در حکم غیر رسید است. معذالک اگر بعد از ١۵ سال تمام رشد کسی در محکمه ثابت شود از تحت قیومیت خارج می شود "

البته لازم به ذکر است که این ماده به موجب اصلاح قانون مصوب ١۴/٨/٧٠ حذف شده است. در اصطلاح، بلوغ زمانی است که قوای جسمی صغیر نمود، نموده و اماده برای توالد و تناسل میگردد و ان امری طبیعی است.

 

بقیل     زمین تره بار اور.

 

بنگاه     مجموعه تاسیسات و لوازمی که برای یک صنعت، یا یک رشته تجارت و یا یک حرفه ازاد تجارت اختصاص داده شود. و در معنای وسیع به خود ان صنعت و تجارت حرفه هم گفته می شود.

 

بیع صرف     بیع هر یک از طلا و نقره به یکدیگر است، خواه مسکوک باشد و غیر مسکوک. مانند شمش و الات زینت و امثال ان، مثل بیع طلا به نقره یا طلا به طلا. چون در قبض و اقباض طلا یا نقره صدای ان عموما شنیده میشود، بیع ان را بیع صرف ( صدا ) نامیده اند.

 

بیکهه     مقیاسی معادل یک ثلث جریب.

 

بیلان     نمودار حساب دخل و خرج بازرگانان و در اصطلاح بانکی به معنای ترازنامه است.

 

بیلیون    در بعضب ممالک ( از جمله ایران، امریکا، و تا چندی پیش در فرانسه ) مترادف میلیارد یعنی هزار میلیون و در بعضی دیگر ( از جمله انگلستان، المان، فعلا فرانسه ) به معنای یک میلیون میلیون می باشد.

 

بذل     بخشیدن و عطا کردن و دادن به طیب خاطر.

 

برات     نوشته ای است که به موجب ان شخصی به دیگری دستور می دهد که به رویت یا به وعده معین مبلغی در وجه شخص ثالثی یا به حواله کرد او و یا در وجه حامل بپردازد. برات علاوه بر امضا یا مهر برات دهنده، باید دارای شرایط زیر باشد:

١- قید کلمه برات در روی ورقه.

٢- تاریخ تحریر.

٣- اسم شخصی که باید برات را تادیه کند.

۴- تعیین مبلغ برات.

۵- تاریخ تادیه وجه برات.

۶- مکان تادیه وجه برات ( اعم از این که محل اقامت محال علیه باشد یا محل دیگر )

٧- اسم شخصی که برات در وجه یا حواله کرد او پرداخت می شود.

٨- تصریح به اینکه نسخه اول یا دوم یا سوم یا چهارم است ( ماده ٢٢٣ ق.ت )

علاوه بر مطالب فوق که قید ان در برات لازم است و عدم رعایت ان موجب سلب امتیاز از سند است، ان طور که بین تجار معمول است و قانونا این عمل منع نشده، مطالب دیگری در برات طبق عادات و رسوم می شود که عمده معمول از این قرار است:

١- قید اعلام بعدی: کسی که برات را صادر می کند، اگر بنویسد که برات مطابق اعلام بعدی پرداخت شود، در این صورت محال علیه باید پرداخت برات را موکول به دستور بعدی ضادر کننده برات بکند و الا مسئول خواهد بود.

٢- قید بدون اعلام بعدی: تاکیدی است که لزوما وجه ان پرداخت شود.

٣- قید بازگشت بدون خرج: در صورتی است که محال علیه برات را نکول کند یا سر وعده نپردازد. دارنده برات بدون تحمل هزینه یا مراجعه به مقامات قضایی، به صادرکننده برات مراجعه می کند.

 

برزگر     کسی است که مالک زمین و هوامل دیگر زراعتی نیست و در مقابل انجام کار زراعتی برای مالک یا گاوبند، سهمی از محصول برمیدارد. ( قانوناصلاحات ارضی )

 

برزگر بخش     ر.ک. اراضی مشاعی.

 

برزن     کوی، محله، بخشی از تقسیمات شهر از طرف شهرداری.

 

برص     مرضی سوداوی است که موجب غلبه سفیدی یا سیاهی بر بخشی از پوست پیکر ادمی است و در ماده ١١٢٣ ق.م از موجبات فسخ نکاح برای مرد شمرده شده است.

 

بطلان     عقد باطل عقدی است که به نظر قانونگذار وجود خارجی ندارد و به هیچ عنوان نمی توان اثری بر ان باز کرد.

مثال: ماده ٣۶١ ق.م

" اگر در بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته، بیع باطل است "

در بطلان عقد، باید برخلاف قانون و مقررات باشد. ثانیا از طرف دادگاه حکم صادر شود.

 

باطل     هر عمل حقوقی که مخالف مقررات قانونی بوده و قانون ان را فاقد هرگونه اثر حقوقی شناخته باشد؛ مانند بیع صغیر. صفت این عمل حقوقی را بطلان گویند. بطلان در مقابل صحت استعمال می شود.

 

باغ     محوطه ای معمولا محصور است که در ان انواع درخت ها و گل ها را کاشته باشند.

بر اساس قانون، در مناطق جنگلی، باغ دارای مشخصات زیر است:

١- دارای حدود مشخص اختیاری باشد ( نه طبیعی )

٢- حجم درختان جنگلی خودروی ان از ۵٠ متر مکعب در هر هکتار تجاوز نکند.

٣- دست کم در هر هکتار ١٠٠ عدد درخت بارده جوان دست کاشت میوه ای وجود داشته باشد.

۴- دست کم ٩دهم سطح ان را کَنده و از ریشه درختان جنگلی، پاک شده باشد. ( ماده ١ ایین نامه اجرایی قانون ملی شدن جنگل ها مصوب سال ١٣۴٢ )

 

بالغ     ( فقه، زن و مردی که به سن بلوغ رسیده باشند ) ( مواد ٣۴، ٣۵، ٣۶ قانون مجازات عمومی ) سن بلوغ در پسر، ١۵ سال تمام قمری و در دختر، ٩ سال تمام قمری است. (تبصره یک ماده ١٢١٠ ق.م الحاقی ٨/١٠/١٣۶١ )

 

بالمباشره     مستقیما، رأساً

 

بالمناصفه     نصفا نصف، به تساوی تقسیم کردن.

 

بالواسطه     مع الواسطه، با واسطه.

 

بدل     در معانی زیر بکار رفته است:

١- درمعاملات معوض، هر یک هز عوضین، مثلا مبیع بدل ثمن است و ثمن بدل مبیع.

٢- مالی که باید زیان زننده برای خسارت به اسیب دیده بپردازد ( ماده ٣١١ ق.م )

 

بدل ثمن     عبارت است از مثل ان، در صورتی که مثلی باشد و قیمت ان، هرگاه قیمتی باشد.