صندوقچه

بخش ( ت )
نویسنده : - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

تاخیر     در لغت به معنی پس انداختن و دیر کردن است.


تاخیر خسارات     نرخ قانونی بهره پول که بر اثر تاخیر مدیون در پرداخت ان به حکم قانون باید به بستانکار بدهد و صرف تاخیر مدیون، به ان بهره عنوان خسارت را می دهد. در همین معنی " خسارت تاخیر تادیه " و " خسارت تاخیر ادا " و " خسارت دیرکرد " و " زیان دیرکرد " هم استعمال شده است.

 

تخلف در تعهد     تخلف از تعهد به هر یک از دو مورد ذیل گفته می شود:

١- عدم انجام تعهد.

٢- تاخیر در انجام تعهد ( ماده ٧٢٧ و ٧٢٨ ایین دادرسی مدنی ). فرق نمی کند که تخلف مزبور عمدی یا خطایی یا به قهر قاهر ( فرس مارژ ) باشد. این اصطلاح فرانسوی است. عنوان " عدم اجرای تعهد " که در صدر ماده ٢٢۶ ق.م تهاده شده است، معادل تخلف از تعهد است. تخلف از تعهد علی الاصول سبب مسئولیت قراردادی است.

 

تخلف شرط

الف- عدم انجام تعهد ( مواد ۴۴۴ و ٢٣٧ ق.م )

ب- ظهور خلاف انچه که شرط شده است ( مواد ٢٣۵ و ۴۴۴ ق.م )

 

تدلیس     اعمالی که موجب فریب طرف معامله شود. ( ماده ۴٣٨ ق.م ) بنابراین اولا موضوع مورد تدلیس باید عین باشد. پس مغبون کردن طرف معامله ( ولو اینکه فریب متوجه قیمت باشد )، تدلیس به این معنی نیست. ثانیا تدلیس کننده باید به موضوع مورد تدلیس صورتی بدهد که محرک طرف معامله در اقدام معامله باشد؛ یعنی اظهار صفت کمالی در موضوع مورد معامله نماید که ان موضوع فاقد ان صفت است. پس اخفای عیب از موارد اعمال خیار عیب است نه خیار تدلیس.

 

تدلیس ( خیار )     خیار ناشی از تدلیس یکی از متعاملین خواه ان معامله عقد بیع باشد خواه نباشد ( مواد ۴٣٨ و ۴٣٩ ق.م )

 

تراضی     توافق متقابل را گویند. در نظر عده ای از فقها تراضی اعم از عقد است زیرا در عقد باید ایجاب و قبول لفظی باشد و حال اینکه تراضی ممکن است بدون لفظ و صرف داد و ستد یا اشاره یا نوشته واقع شود. گاهی به جای تراضی عنوان مراضات استعمال می شود. چنانکه در ماده ۵٠١ ق.م نیز این اصطلاح بکار رفته است و مراضات در نظر مقنن عنوان عقد را ندارد.

 

تسلیم     تسلیم در عقد معوض عبارت است از اینکه یکی از طرفین دیگری را بر مالی که به او منتقل کرده مستولی سازد و به عبارت دیگر تسلیم عبارت است از تمکین طرف از تصرف یا قراردادن مورد معامله تحت اختیار طرف. مرادف ان اقباض است. ( ماده ٣۶٧ ق.م ) شرط تسلیم ان نیست که طرف متمکن از انحای تصرفات باشد، بلکه کافی است که تمکن از تصرفات مناسب با خصوصیات عقد معین باشد. پس تعریف قانون مدنی ناقص است. سپردن قبوض انبارهای عمومی هم تسلیم محسوب می شود.

 

تصرف     عبارت است از اینکه مالی تحت اختیار کسی باشد و او بتواند نسبت به ان مال در حدود قانون یا به عدوان تصمیم بگیرد. تصرف ممکن است به مباشرت باشد یا بواسطه.

مانند تصرف قیم و وکیل و مباشر ( ماده ٧۴۵ ایین دادرسی مدنی )

 

تصرف به عنوان مالکیت    کسی که متصرف مالی ( منقول یا غیر منقول ) باشد، فرض قانونی این است که تصرف او نصرف به عنوان مالکیت محسوب است. ( ماده ٧۴٧ ایین دادرسی مدنی ) در مقابل تصرف از طرف غیر و تصرف به عنوان وقف استعمال می شود.

 

تصرف عدوانی     ید غیر قانونی را گویند.

 

تصرف عدوانی به معنی اخص     که موضوع دعوی تصرف عدوانی است، تصرفی است که بدون رضای مالک مال غیر منقول از صرف کسی صورت گرفته باشد. در صدق تصرف عدوانی به این معنی:

اولا- فرق نمی کند که متصرف عدوانی مستقل در تصرف باشد و یا به همراه شخص دیگر تصرف کند.

ثانیا- فرق نمی کند که تصرف مزبور به نفوذ و قدرت شخصی افراد عادی خودسرانه به عمل امده باشد، یا اینکه تصرف متکی به نفوذ و قدرت شخصی وی نبوده بلکه به دستور مقام بی صلاحیت مال غیر به تصرف او داده شده باشد.

ثالثا- شریک مال مشاع هم که بدون اذن شریک دیگر تصرف در ملک کند، تصرف عدوانی خواهد بود.

 

تضمین حسن انجام کار     مرادف وثیقه حسن انجام تعهد است ( بند نهم ماده ٢۶ ایین نامه معاملات دولتی )

 

تضمین عقدی     ضمان و مسئولیتی که مستقیما از خود عقد ناشی شود ( نه اینکه از تخلف از عقد یا از تاخیر اجرای عقد حاصل شود )

مانند ضمان درک بایع نسبت به مبیع ( شق دوم ماده ٣۶٢ ق.م )

 

تطبیق     در لغت فارسی، برهم نهادن دو امر مادی یا معنوی در مقام سنجش و اندازه گیری را گویند که در زبه ان عربی به این معنی نیامده است، و تطابق به این معنی است، نه تطبیق.

 

تفکیک     در لغت به معنی جدا کردن است. در اصطلاح ثبتی تقسیم یک قطعه زمین به قطعات است ( ماده نهم ایین نامه قانون ثبت )

 

تابوک     بالکن.

 

تالاب     آبگیر و استخر را در هند تالاب گویند.

 

تامین دلیل     صورت برداری دادگاه ( به تقاضای ذینفع ) از دلایل اثبات قبل ار حاجت به اثبات، که به منظور حفظ ان از زوال است و صورتجلسه ای که متضمن این امر است، حکایت از اعتبار و صحت دلایل ثبت شده نمی کند، بلکه ان ها را به هر صورت که ملاحظه شده منعکس می کند و در صورت بروز دعوی و استناد به ان دلایل؛ دادگاه باید به اعتبار دلایل رسیدگی کند. ( ماده ٣١۵ دادرسی مدنی )

 

تجاوز     خروج از یکی از مقررات جاری یک کشور از روی قصد که طبعا باعث مجازات ( اعم از مجازات انتظامی یا غیر ان ) یا سبب اخذ خسارت است. بنابراین تجاوز به صورت کیفری و مدنی و انتظامی خواهد بود. اگر معلوم باشد که مستاجر پس از پایان مدت اجاره به سکونت خود ادامه داده و موجر به این وضع اعتراض نکرده و خواستار تخلیه نگردیده و به این ترتیب رضایت ضمنی داده است اجرت المثل، جنبه خسارت ندارد ( زیرا خسارت حقیقی انست که ناشی از تجاوز باشد و تجاوز با وجود رضایت ضمنی موجر مفهومی ندارد ) بنابراین ماده ٧١٣ ایین دادرسی مدنی در این مورد صدق نمی کند. یعنی مطالبه خسارت تاخیر تادیه اجرت المثل مخالف ماده ٧١٣ نیست. ولی اگر ادامه سکونت مستاجر بدون رضایت موجر باشد تجاوز محقق شده است و اجرت المثل جنبه خسارت دارد و مطالبه خسارت تاخیر تادیه اجرت المثل مزبور طبق ماده ٧١٣ درست نیست.

 

تجمیع سند     تبدیل اسناد مالکیت از چند جلد به یک جلد، و تبدیل اسناد مالکیت مشاعی متعدد ( خواه ششدانگ یا کمتر ) به یک جلد، به استناد سند انتقال تنظیمی اشکالی ندارد ( بند ۵۵ مجموعه بخشنامه ای ثبتی- ماده ١٣۶ )

 

تملیک و تملک     قصد انشای ایجاد کننده که می خواهد مالی را از خود به دیگری منتقل کند، تملیک است. و قثد انشا در قبول ملکیت در مقابل تملیک را تملک گویند. در واقع، تملک از جانب قبول کننده است و تملیک از جانب ایجاب کننده.

 

تنفیذ     یعنی اجازه کردن عمل حقوقی غیر نافذ. مثل عقد فضولی و عقد مکره و معامله سفیه بدون اذن ولی و امثال انها. مرادف اجازه و امضا ( ماده ٢٠٩ ق.م ) استعمال می شود.

 

تبرع    در لغت عطا کردن بدون چشمداشت عوض است. چنانچه ماده ١٧۶ ایین نامه اجرای اسناد رسمی می گوید:

" در کلیه پرونده های اجرایی پس از ختم مزایده یا حراج، هرگاه مدیون یا مالک ( حسب مورد ) یا متبرع، بدهی و خسارت را تا روز تادیه بدهد، از تحویل مال در منقول و صدور سند انتقال ( در مواردی که سند تنظیم می شود ) خودداری خواهد شد.

 

ترا     دیوار بلند، مانند دیوار سرای پادشاهان و دیوار قلعه. دیواری که با کاهگل و گلابه استوار است.

 

تراث     میراث. انچه از مرده به کسی رسد.

 

تراز     اختلاف دارایی و بدهی حساب. بالانس ترازنامه یعنی صورتی که خلاصه دارایی و بدهی در ان نوشته باشد.

 

ترصیف     در بنا عبارت است از پیوست بودن قسمتی از بنا به قسمت دیگر، چنانکه اجر ها با یکدیگر به صورت قفل و بست ساخته شده باشند. مانند طاق های اجری معروف به رومی که به دیوار متصل است که در این صورت از نظر ترصیف در بنا معلوم می شود که دیوار فاصل متعلق به مالک رومی است. این است که ماده ١١٠ ق.م می گوید:

" بنا به طور ترصیف و وضع سرتیر از جمله قراین است که دلالت بر تصرف و اختصاص می کند "

 

تسبیل منافع     اختصاص دادن منافع به امور اجتماعی و مثرف در راه خیر.

 

تصرف کاشف از به هم زدن     تصرفاتی که نوعا کاشف از برهم زدن معامله باشد، فسخ فعلی است ( ماده ۴۵١ ق.م )

 

تصرف کاشف از رضا     تصرفاتی که نوعا کاشف از رضای معامله باشد، امضای فعلی است.

مثلا مشتری که خیار دارد، با علم به خیار، مبیع را بفروشد یا رهن بگذارد ( ماده ۴۵٠ ق.م )

 

تعدی     تجاوز از حدودو اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری.

 

تفکیک     عبارت از این است که مال غیر منقولی اعم از مشاع یا غیر مشاع به دو یا چند حصه مجزا تقسیم شود.

 

تفلیس     هرگاه کسی متاعی را بفروشد و سپس حکم افلاس خریدار صادر گردد، در این صورت بایع متاع اختیار فسخ بیع ( یا رد ثمن ) و استرداد متاع خود را ( در صورتی که نزد خریدار باشد ) دارد و می تواند از حق فسخ مذکور استفاده نکند و جزء غرما باشد. این خیار در ماده ٣٠٨ ق.م منظور گشته است.

 

تگرگ     پایه و پی دیوار.

 

تابخانه     خانه ای که در ان شیشه بندی بوده تا هر چه از بیرون باشد، دیده شود و روشنایی خورشید در ان افتد. تعریف فوق در آنندراج و شرفخانه منیری است و در حاشیه دهخدا ان را به چیزی شبیه شوفاژ سانترال تشبیه کرده اند.

 

تابدان     طاقچه بزرگی را گویند نزدیک به سقف خانه که هر دو طرفش گشوده باشد. گاهی طرف بیرون ان را پنجره و طرف درون را پارچه نقاشی کرده و جام و شیشه الوان کنند و گاهی حالی گذارند و گاهی هر دو طرف ان را پنجره کنند.

 

تاجر     کسی است که شغل خود را عملیات تجارتی قرار بدهد. ( ماده ١ قانون تجارت ) عملیات تجارتی از قرار ذیل است:

١- خرید و تحصیل هر توع مال منقول به قصد فروش یا اجاره، اعم از اینکه تصرفاتی در ان شده باشد.

٢- تصدی به حمل و نقل از راه خشکی یا اب و هوا، به هر نحوی که باشد.

٣- هر قسم عملیات دارایی با حق العمل کاری ( کمسیون ) و یا عاملی و همچنین تصدی به هر نوع تاسیساتی که برای انجان بعضی امور ایجاد می شود. ار قبیل تسهیل معاملات ملکی یا پیدا کردن خدمه یا تهیه و رساندن ملزومات و ... .

۴- تاسیس و بکار انداختن هر قسم کارخانه، مشروط به اینکه برای رفع حوایج شخصی نباشد.

۵- تصدی به عملیات حراج.

۶- تصدی به هر قسم نمایشگاه عمومی.

٧- هر قسم عملیات صرافی و به آنکی.

٨- معاملات برواتی اعم از اینکه بین تاجر یا غیر تاجر باشد.

٩- عملیات بیمه بحری و غیر بحری.

١٠- کشتی سازی و خرید و فروش کشتی و کشتیرانی داخلی یا خارجی و معاملات راجع به انها. ( ماده ٢ ق.ت ) و طبق ماده ٣ قانون تجارت، عملیات زیر به اعتبار تاجر بودن متعاملین یا یکی از انها تجارتی محسوب می شوند.

الف- کلیه معاملات بین تجار و کسبه و صرافان و به بانک ها.

ب- کلیه معاملاتی که تاجر یا غیر تاجر برای رفع حوایج تجارتی خود می نماید.

ج- کلیه معاملاتی که اجزاء یا خدمه یا شاگرد تاجر برای امور تجارتی در باب خود انجام می دهد.

د- کلیه معاملات شرکت های تجارتی.

 

تامین     عبارت است از توقیف اموال اعم از منقول و غیر منقول ( ماده ٢۴٠ ایین دادرسی مدنی )