صندوقچه

بخش ( د )
نویسنده : - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

دائن     ( فقه-مدنی ) کسی که تعهدی به نفع او بر ذمه غیر وجود دارد. در حال حاضر بیشتر اصطلاح بستانکار به جای ان استعمال می شود و متعهد له هم در همین معنی بکار می رود. ولی ممکن است کسی متعهدله باشد اما دائن و بستانکار نباشد. چنانکه کسی که به نفع او نعهد ساختن خانه ای شده است متعهدله است ولی دائن و بستانکار نیست. با کسی که به موجب سندی استحقاق گرفتن وجه التزامی پیدا کرده، عنوان دائن و بستانکار را ندارد و عنوان متعهدله را دارد. دائن و بستانکار هم در بعضی موارد نمی توانند به جای هم بکار روند؛ چنانکه ثالث در بیمه عمر فوت بیمه گذار بستانکار می شود، ولی عنوان دائن به او داده نمی شود. در اصطلاح دیگر به جای بستانکار در فقه و حقوق تجارت کلمه غریم و غرماء را بکار می برند که امروزه کمتر استعمال می شود.


دعوی بطلان اجاره     ( دادرسی مدنی ) دعوایی است که به موجب ان از دادگاه تقاضای اعلام بطلان اجاره شود. فرق بطلان و فسخ اجاره انست که فسخ محتاج به قصد انشاء است و حال اینکه بطلان حاجت به قصد انشاء ندارد و عارض شدن یکی از اسباب بطلان کافی است تا ان را بی اثر کند.

اسباب بطلان اجاره متفاوت است؛ مانند قابل انتفاع نبودن عین مستاجره از ان حیث که اقدام به اجازه ان شده. ( شقّ اول ماده هفتم قانون مالک و مستاجر مواد ۴٨١ و ۴٩۶ مدنی )

 

دعوی تنظیم اجاره نامه     ( دادرسی مدنی ) دعوایی است که خواسته ان الزام موجر است به تنظیم اجاره نامه ملک معینی، در موردی که اساساً اجاره نامه ای وجود ندارد. و یا دارد لیکن مدت اجاره منقضی شده است. ( ماده پنجم قانون مالک و مستاجر سال ١٣٣٩ )

 

دفتر تجارتی     ( تجارت ) دفاتری که تاجر مطابق مقررات قانون تجارت تهیه و نگهداری کند. ( ماده ششم قانون تجارت )

 

دلالت التزام     ( فقه ) دلالت لفظ بر یک معنی که به کلی از موضوع له بیرون باشد، دلالت التزام نامیده می شود. البته بین ان معنی بیرونی و موضوع له باید یک نوع ملازمه و ارتباط و پیوند وجود داشته باشد و به سبب همین ارتباط که لفظ بر ان معنی بیرونی و خارجی دلالت می کند و از این روست که این قسمت دلالت را دلالت التزام ( یعنی دلالت به یاری ملازمه ) نامیده اند. دلالت کلمه قانون بر مفهوم جامعه را می توان مثال این مورد شمرد. زیرا بین قانون و جامعه ملازمه وجود دارد. حکم شماره ٣٧٠٩ مورخ ١٩/٣/١٣٢۴ دادگاه انتظامی اسمی از دلالت مطابقی و دلالت التزام برده است.

 

دلالی     ( تجارت ) عمل و شغل دلال را گویند.

 

دهستان     بلوک را گویند. دهستان را دهدار اداره می کند که سابقاً او را میر بلوک می نامیدند؛ هرچند دهستان یک بخش را تشکیل می دهد.

 

دانگ     شش یک چیزی. یک دانگ از شش دانگ یعنی یک سدس ان. شش دانگ چیزی تمام ان همه ان و این بیشتر در مساحات و سطوح و انچه بدان وابسته است بکار می رود. چون شش دانگ خانه یا چهار دانگ مزرعه و سه دانگ قنات و دو دانگ باغ و یک دانگ کاروانسرا و ... گاه در اوقات نیز به کار می رود، مانند پنج دانگ ساعت، که یعنی پنجاه دقیقه.

 

دفتر املاک     دفتری است که هر ملکی پس از اتمام عملیات مقدماتی، بدون رعایت ترتیب شماره پلاک در ان ثبت می شود.

 

دفتریار     کسی که معاونت دفترخانه و نمایندگی سازمان ثبت اسناد و املاک را دارا باشد، دفتریار اول نامیده می شود. ( ماده ٣ قانون دفاتر اسناد رسمی )

 

دفتر نماینده ( املاک )     دفتری است که در ان شماره های پلاک به ترتیب یکی پیس از دیگری ذکر شده و فاقد خصوصیات ملک بوده و در ان، شماره ثبت و صفحه دفتر املاکی که پلاک مزبور در ان ثبت شده است اشاره می شود تا در موقع لزوم پلاک مربوطه را در دفتر املاک بیایند.

 

دفینه     مالی است که در زمین یا بنایی دفن شده و بر حسب اتفاق و تصادف پیدا می شود. ( ماده ١٧٣ ق.م )

 

دیوار اختصاصی     دیوار فاصل بین دو ملک که یا اختصاصی است یا اشتراکی. و مراد از ان اینست که دیوار مابین، متعلق به مالک مجاور نیست، بلکه اختصاص به مورد ثبت دارد. طبق ماده ٣٠ قانون مدنی، مالک دیوار می تواند هر تصرفی را که بخواهد در ان بکند.

مثلا: در ان پنجره و درب ورودی به هر شکل که مایل است ایجاد کندو همسایه حق منع او را ندارد. ولی همسایه هم می تواند جلوی روزنه یا شبکه او دیوار بکشد. قراین فنی که اختصاصی بودن دیوار فاصل را می رساند از این قرار است:

الف- بنا به طور ترصیف

ب- سرتیر - بودن سرتیر مالک مجاور به روی دیوار فاصل، دلیل هر تصرف صاحب ساختمان در دیوار است و حاکی از اختصاص ان به مالک ساختمان است.

ج-طاقچه و رف - هرگاه در یک طرف از دیوار فاصل، طاقچه و رف موجود باشد، ان دیوار در تصرف صاحب طاقچه و رف شناخته می شود.

د- نما - و ان تزئینات فنی ساختمان است بر روی دیوار که همیشه این عمل از طرف مالک ملکی به عمل می اید که دیوار متعلق به انست.

 

دیوار اشتراکی     همانطور که در مال مشاع، هر یک از شرکاء مالک تمام اجزاء و ذرات مال مشاع است و هیچ یک از انها نمی تواند بدون اجازه سایرین در ان تصرف کند، در دیوار اشتراکی نیز قاعده همین است مگر با اذن شریک دیگر.

 

دیوار به دیوار     یعنی دو ملکی که در مجاورت هم قرار دارند دارای دیوار باشند.

به دیوار وقتی که در سندی مثلا قید می شود، در قسمت اول به دیوار خانه پلاک... و در قسمت دوم دیوار اشتراکی و در قسمت سوم دیواری است به زمین... . به این معناست که در قسمت اول، مورد ثبت فاقد دیوار است و دیوار متعلق به مجاور است و در قسمت دوم، دیوار فاصل مشترک بین دو مالک است و در قسمت سوم، دیوار مابین متعلق به مورد ثبت است و مجاور فاقد دیوار است و به همین ترتیب در مورد جوی و نرده و ... که به عنوان حدّ معرفی می شوند.