صندوقچه

بخش ( ش )
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

ششدانگ     همگی و تمامی یک پلاک یا یک ماشین یا یک قریه را گویند. مثل ششدانگ پلاک فلان یا ششدانگ ماشین ... یا مثلا ششدانگ ده احمد آباد. هر ششدانگ ٩۶ شعر است، ولی در بعضی از پرونده ها ثبتی، ششدانگ تا ١٠٠ و ١٢٠ شعر هم دیده شده، که قراردادی است.


ششدانگ مفروز     بیشتر در مکانبات استعمال می شود و مراد از آن املاک ششدانگی است که محدوده ی مشخص و معلومی دارند. از آنجا که بعضی املاک ششدانگ بوده ولی در محلّ محدوده ی مشخصی ندارند که قابل تفکیک و تشخیص باشند، اینگونه املاک را اصطلاحاً حدی به حدی نیز گویند.

 

شماره اصلی     در املاک شهری و مشتغلات برای هر ملک یک شماره و در املاک زراعی نیز برای روستاها و مزارع ششدانگی یک شماره اصلی منظور می شود. ( مواد ٧ و ٨ قانون ثبت )

 

شماره ثبت معاملات     شماره ی ثبت معاملات دفاتر اسناد رسمی باید مسلسل بوده و در آخر سال تجدید نشود. ( ماده ٧ دفاتر )

 

شماره فرعی     در صورتی که مزرعه مشتمل بر قطعات مفروز و اعیان و غیره باشد، برای هر قسمت یک شماره فرعی از همان اصلی منظور می گردد. ( ماده ٨ آیین نامه ی قانون ثبت ) مثل ٢ فرعی از ٢۵ اصلی.

 

شماره گذاری یا پلاک کوبی     با انتشار آگهی ماده ١٠، نماینده ثبت در محل حاضر شده و اقدام به شماره گذاری می کند. قاعدتاً شماره گذاری از اولین ملک واقع در شمال غربی هر قطعه یا بخش که آگهی شده شروع می شود و به ترتیب به سمت شرق ادامه می یابد. در موقع شماره گذاری باید اسامی مالکان با نوع ملک ( احیاناً شهرتی که بعضی املاک دارند، مثل مزرعه بی بی یا یاغ حیدر ) در دفتر اظهارنامه قید و به امضاء برسد. شکاره گذاری باید با نهایت دقّت و مضابق مفاد مواد ۶ و ٧ آیین نامه انجام شود که اشتباهی صورت نگیرد. کوچکترین سهل انگاری در شماره گذاری مشکلات فراوانی را برای مالک و اداره ثبت تولید می کند.

 

شرکت تضامنی     شرکنی است که نحن اسم مخصوص برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می شود. اگر دارایی شرکت برای تادیه تمام قروض کافی نباشد، هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است. ( ماده ١١۶ قانون تجارت ) این شرکت وقتی تشکیل می شود که تمام سرمایه نقدی تادیه و سهم الشرکه ی غیر نقدی و نیز تقویم و تسلیم شود و انتقال سهام صورت نمی گیرد، مگر با رضایت تمام شرکاء. ( مواد ١١٨ و ١٢٣ قانون تجارت )

 

شرکت مختلط سهامی     شرکتی است که تحت اسم مخصوصی بین کلیه شرکای سهام و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل می شود. ( ماده ١۶٢ قانون تجارت ) طبق ماده ١۶۴ مدیریت شرکاء مختلط سهامی مخصوص به شریک یا شرکای ضامن است.

 

شرکت نسبی     شرکتی است که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوص بین دو یا چند نفر تشکیل می شود و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه ای است که در شرکت گذاشته است. ( ماده ١٨٣ قانون تجارت )

 

شروط باطلی که مفسد عقد نمی باشد     شروط مفسلّه ی زیر باطل است، ولی مفسد عقد نیست :

١- شرطی که انجام آن غیر مقدور باشد.

٢- شرطی که انجام دادن آن دارای نفع و فایده نباشد.

٣- شرطی که نامشروع باشد ( ماده ٢٣٢ قانون مدنی )

منظور از شرط نامشروع، شرط برخلاف قوانین موضوعه ی کشوری است. مانند آن که ضمن عقد نکاح شرط شود که زوج حق طلاق زوجه ی خود را ندارد. چون طبق ماده ١١٣٣ قانون مدنی مرد می تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق بدهد. اختیار طلاق برای زوج حکم است و قابل انتقال و اسقاط نمی باشد و شرط مزبور برخلاف قانون است.

 

شرط خلاف مقتضای عقد     عقد دارای دو نوع مقتضا است :

الف - مقتضای ذات عقد : امری است که عقد برای پیدایش آن منعقد می شود. مثل مقتضای عقد بیع که ملکیت مبیع برای مشتری و ملکیت ثمن برای بایع است.

ب - مقتضای اطلاق عقد : امری است فرعی که هرگاه عقد به طور مطلق یعنی بدون قید و شرط واقع شود عقد اقتضای آن امر را می نماید. مثلا در ماده ٣۴۴ قانون مدنی، اگر در عقد بیع ذکر شرطی نشده یا برای تسلیم مبیع یا تادیه قیمت موعدی معین نگشته باشد بیع قطعی و ثمن حال محسوب است.

 

شرکت سهامی     شرکتی است که برای امور تجارتی تشمیل و سرمایه ی آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحب آن سهام محدود به آنهاست. ( ماده ٢١ قانون تجارت ١٣١١ ) حسن این شرکت ها در جمع آوری اندوخته های راکد افراد است که می تواند در تولید و اقتصاد جامعه موثر باشد. ولی بعضا تبلیغات موسّسین اشخاص را مغرور به خرید سهام می کند و پس از مدتی معلوم می شود که منظور تبلیغات سوء استفاده از سرمایه مردم بوده است.

 

شرکت     عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه. ( ماده ۵٧١ قانون مدنی ) شرکت ممکن است اختیاری یا قهری باشد.

 

شرکت اختیاری     یا در نتیجه ی عقدی از عقود حاصل می شود یا در نتیجه ی عمل شرکا. از قبیل مزج اختیاری یا قبول مشاعی مالی در ازای عمل چند نفر و نحو اینها. ( ماده ۵٧٣ قانون مدنی )

 

شرکت قهری     اجتماع حقوق مالکان است که در نتیجه امتزاج یا ارث حاصل می شود. ( ماده ۵٧۴ قانون مدنی )

 

شرکت سهامی عام     شرکت هایی هستند که موسّسین آن ها قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق فروش سهام به مردم تامین می کنند و سرمایه ی اولیّه این شرکت ها در موقع تامین نباید کمتر از ۵ میلیون ریال باشد. ( مواد ۴ و ۵ قانون تجارت ١٣۴٧ ) طبق ماده ۶ قانون تجارت بیست درصد سرمایه ی شرکت را خود موسّسین، تعهد و لااقل سی و پنج درصد مبلغ تعهد شده را در حسابی به نام شرکت در شرف تاسیس، در نزدیک ترین بانک به شرکت تودیع نمایند.

 

شرکت سهامی خاص     موقع تاسیس منحصراً توسط موسّسین تامین گردیده است. ( ماده ۴ قانون تجارت ١٣۴٧ ) شرمایه این شرکت در موقع تاسیس نباید کمتر از یک میلیون ریال باشد.

 

شرکت با مسئولیت محدود     شرکتی است که بین دو یا چند نفر برای امور تجارتی تشکیل شده و هر یک از شرکا بدون اینکه سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده باشد فقط تا میزان شرمایه خود در شرکت مسئول قروض و تعهدات شرکت است. ( ماده ٩۴ قانون تجارت )

طبق ماده ٩۶ قانون تجارت، این شرکت وقتی تشکیل می شود که تمام سرمایه نقدی تادیه و سهم الشرکه ی غیر نقدی نیز تقویم و تسلیم شده باشد. انتقال سهم الشرکه در شرکت با مسئولیت محدود ممکن نیست، مگر با رضایت هده ای از شرکا که لااقل ٠.٧۵ سرمایه متعلق به آنها بوده و اکثریت عددی نیز داشته باشند. بعد از تصویب اکثریت شرکا، باز هم انتقال سهم الشرکه به عمل نخواهد آمد، مگر به موجب سند رسمی ( مواد ١١١ و ١٠٣ قانون تجارت )

 

شرایط اساسی صحت معاملات     به موجب ماده ٩٠ قانون مدنی برای صحت هر معامله شرایط زیر اساسی است :

١- قصد طرفین و رضای آن ها.

٢- اهلیت طرفین.

٣- موضوع معین که مورد معامله است.

۴- مشروعیت جهت معامله.

در اثر فقدان شرایط مذکور ممکن است غیر نافذ یا باطل تلقی شود. به هیچ عنوان نمی توان اثری بر عقد باطل بار کرد. نقصی که موجب بطلان عقد شود قابل جبران نیست و طرفین نمی توانند با ضمیمه ساختن شرطی که وجود نداشته است آن را از نظر حقوقی احیا کنند. عقد غیر نافذ در حالت عدم نفوذ نظیر عقد باطل است، با این تفاوت که سبب عدم نفوذ آن قابل رفع است مثلاً عقدی که در اثر اکراه واقع شود هیچ تعهدی ایجاد نخواهد کرد ولی هرگاه شخص مکره آن را تنفیذ کند، آثار حقوقی عقد صحیح از ابتدا بر آن بار خواهد شد. ( ماده ٢٠٩ قانون مدنی ) به همین جهت پاره ای از مولفان عقد باطل را به مرده و عقد غیر نافذ را به بیمار تشبیه کرده اند. ( حقوق مدنی مصطفی عدل )

 

شرط صفت     عبارت است از شرط راجع به کیفیت یا کمیت مورد معامله. ( ماده ٢٣۴ قانون مدنی )

 

شرط نتیجه     آن است که تحقق امری در خارج شرط شود. ( ماده ٢٣۴ قانون مدنی ). مثل اینکه در ضمن عقد نکاح، وکالت زوجه در طلاق شرط شود، که با ایجاب و قبول نکاح وکالت هم واقع می شود.

 

شرط فعل     آنست که اقدام یا عدم اقدام به فعلی، بر یکی از متعاملین یا بر شخصی خارجی شرط شود. ( ماده ٢٣۴ قانون مدنی ) مثل احداث خانه.

 

شرکت تجاری     شرکت های تجاری بر هفت قسم هستند :

١- شرکت سهامی.

٢- شرکت با مسئولیت محدود.

٣- شرکت تضامنی.

۴- شرکت مختلط سهامی.

۵- شرکت مختلط غیر سهامی.

۶- شرکت نسبی.

٧- شرکت تعاونی تولید و مصرف ( ماده ٢٠ قانون تجارت )

 

( اخذ به ) شفعه     اعمال حق شفعه را اخذ به شفعه گویند. اخذ به شفعه از ایقاعات است. ( ماده ٨٠٨ قانون مدنی )

 

شفعه     هرگاه مال غیر منقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از شرکا حصه ی خود را به قصد بیع به شخص ثالث منتقل کند، شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده به او بدهد و حصه ی مبیع را تملّک کند. حق مزبور را خیار شفعه و حق شفعه ( و به طور اختصار : شفعه ) و صاحب آن حق را شفیع گویند. ( ماده ٨٠٨ قانون مدنی )

 

شناسنامه     ورقه یا دفترچه معروف که اسناد رسمی بوده و هویت ( نام و نام خانوادگی شخصی و نام پدر و مادر و مجل تولد و صدور شناسنامه ) و تولد و وفات و ازدواج و طلاق در آن درج می شود. به آن سجل نیز گفته می شود.

 

شاهد     در لغت به معنای گواه و حاضر است که واقعه ای را مشاهده کرده است. از نظر قانون ثبت ضاهد اعم است از معرف و معتمد که در دفترخانه حضور به هم می رساند همچنان که ماده ۵١ قانون ثبت می گوید : « شاهدی که یک طرف از اصحاب معامله را معرفی می کند نمی تواند معرف طرف دیگر باشد. »

 

شایع     به معنای بهره ی جدا نشده از حصه ی مشاع دیگران.

 

شخص حقوقی     عبارت از گروهی از افراد انسان یا منتفعی از منافع عمومی که قوانین موضوعه آن را در حکم شخصی طبیعی و موضوع حقوق و تکالیف قرار داده باشد. مانند شرکت های تجاری و انجمن ها و دولت و شهرداری و صندوق ( الف ) و ( ب ) اداره تصفیه. ( ماده ۵١ قانون تصفیه ١٣١٨/۴/٢۴ ) شخص حقوقی موضوع هر حق و تکلیفی است جز آنچه که اختصاص به طبیعت انسان دارد. ( ماده ۵٨٨ قانون تجارت )

 

شخص حقیقی     به معنی شخص طبیعی است.

 

شخص طبیعی     افراد انسانی را گویند که موضوع حق و تکلیف می باشند. ( ماده ٩۵٨ و ٩۶١ قانون مدنی ) و شخص حقیقی هم می نامند. در مقابل شخص حقوقی استعمال می شود.

 

شخصیت حقوقی     حالت تشخیص شخص حقوقی از حیث این که موضوع حق و تکلیف است.

 

شرط ابتدایی     مرادف تعهد یک طرفی است و آن تعهدی است لازم که شخص به قصد یک طرفی خود، علیه خود ایجاد می کند.

از نظر فقها شرط ابتدایی باطل است.

 

شرط انتفای حق     شرطی است که هرگاه محقق شود تعهد موجودی را، از بین می برد. چنان که شرط کنند اگر مشتری ثمن بیع را در راس موعد معینی ندهد بیع فسخ شود.

 

شرط برائت از عیب     هرگاه معامله کننده نسبت به عیب مبیع قبول مسئولیت نکند و این امر مورد موافقت طرف باشد، این تعهد را شرط برائت از عیب و شرط تبرّی عیب نامند. ( ماده ۴٣۶ قانون مدنی )

 

شرط پرداخت به طلا     در کشوری که اسکناس رایج است متعاملین برای اجتناب از تنزیل نرخ و جلوگیری از تنزّل قیمت واقعی معامله و کاهش قدرت خرید اسکناس، ثمن معامله را به طلا معین می کنند تا ضرری متوجه معامل نشود. ترتیب تعیین ثمن به طلا این است که مشتری در صورت تنزّل قیمت رسمی اسکناس، به مقدار معین شده در متن عقد ثمن را از طلا بدهد یا به مقدار ارزش طلا اسکناس بدهد. شرط پرداخت به طلا از نوع اول، مخالف قانون است.

 

شرط ضمن عقد     هر شرطی که به موجب عقدی به نفع کسی و به ضرر دیگری مقرر شده باشد شرط ضمن عقد نامیده می شود؛ ولو آنکه راجع به شرط قبل از انعقاد عقد مذاکره شده باشد و عقد با توجه به مذاکره ی قبلی منعقد گردد. در مقابل شرط ابتدایی استعمال شده است.

 

شرط مجهول     شرطی که مورد آن مجهول باشد. چنان که در عقد بیع شرط شود که مشتری ثمن را پس از مراجعت از سفر مکه سال بعد از عقد بدهد. بدیهی است تاریخ مراجعت مجهول است و در نتیجه تاریخ ردّ ثمن هم مجهول است. ( ماده ٢٣٣ قانون مدنی )

 

شفیع     صاحب حق شفعه را گویند.