صندوقچه

بخش ( ف )
نویسنده : - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
 

فرار از دین     هر عمل حقوقی متقلّبانه که منظور از عامل آن فرار از پرداخت دین باشد. طبق ماده ٢١٨ قانون مدنی « هرگاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده، آن معامله باطل است »


فُرس ماژور     حادثه غیر مترقّب که نتوان از آن اجتناب کرد و در نتیجه آن انجام تعهدی مقدور نشود یا شخصی نتواند خود را با یک قاعده ی حقوقی تطبیق دهد. در نتیجه فرس ماژور، متعهد ( که نتوانسته به تعهد خود عمل کند ) برای همیشه در مقابل متعهدی بری الذمّه خواهد شد. ( قوه قاهره )

 

فروش     به معنی بیع است.

 

فروش اقساطی     بیعی است که پرداخت پول به وعده و در چند قسط باشد و این نوعی از بیع نسیه است.

 

فروشنده     به معنی بایع است و بایع گوینده ایجاب در عقد بیع را گویند ( نظر اکثریت ). بعضی عقیده دارند که هر کس پیشتر از دیگری قصد انشای خود را اظهار کند ایجاب کننده است، هرچند که مالک ثمن باشد نه مبیع، به هر حال مالک مبیع، بایع است. گاهی تشخیص بایع از مشتری دشوار می شود، زیرا همیشه ثمن پول نیست و گاهی ثمن هم کالا است.

 

فسخ     ایقاعی از ایقاعات است که دارای خصوصیات ذیل می باشد :

الف - اثر عقد معین یا ایقاع معین را از بین برده و آن را به حالت زمان حدوث عقد یا ایقاع ( در حدود امکان و قدرت ) بر می گرداند. این اختلاف هست که فسخ از حین وقوع عقد موثر است ( در عقود و تبع آن در ایقاعات )، یا از حین فسخ، ثمره اختلاف در نمائات حادث بین عقد یا ایقاع و زمان فسخ ظاهر می شود. نظر راجح این است که فسخ از حین فسخ موثر است.

ب - فسخ اختصاص به عقود ندارد. به همین جهت فقها رجوع در عده را فسخ طلاق نامیده اند در حالی که طلاق از ایقاعات است.

ج - برگشت آثار عقد توسط فسخ باید به وسیله یک طرف عقد باشد و اگر به توافق طرفین این کار بشود، آن را اقاله نامند نه فسخ و اسم دیگر اقاله تفاسخ است. ( ماده ٢٨٣ قانون مدنی )

د - انحلال عقد یا ایقاع از طریق فسخ به دست یکی از  متعاقدین ( در عقود ) و یا ایقاع کنندگان است. اگر این انحلال قهری و به حکم قانون باشد، آن را انفساخ گویند. ( ماده ٩۵۴ قانون مدنی ) فسخ یکی از اسباب سقوط تعهدات است ( مانند انفساخ و طلاق و بذل مدت ) بنابراین اسباب سقوط تعهدات منحصر به آنچه که در ماده ٢۶۴ قانون مدنی گفته شده، نیست.

اصطلاح رزیلیشن در فسخ عقد مستمر ( مانند اجاره ) به کار رفته ( و از حین فسخ موثر است ) و همچنین در معنی اقاله هم به کار می رود و لغت رزیشن برای ابطال یک عمل حقوقی به تصمیم دادگاه به کار رفته است.

 

فضولی     کسیکه در عقد، مال غیر را موضوع معامله قرار دهد ( برای خود یا برای غیر ) بدون اینکه از طرف مالک اذن داشته باشد ( ماده ٢۴٧ قانون مدنی ) اصطلاح عاقد فضولی و معامل فضولی نیز در همین معنی بکار رفته است. ( ماده یک قانون موقت راجع به اشخاصی که مال غیر را انتقال می دهند یا تملک می کنند _ مصوب دوم جولای ١٣٠٢ و قانون مجازات انتقال غیر _ مصوب ١٣٠٨ .

 

( معامل ) فضولی     به معنی فضول است.

 

( عقد ) فضولی     عقدی که عاقد بدون اینکه مالک و یا ماءذون از قبل مالک یا قانون باشد مال دیگری را مورد معامله قرار دهد، خواه عامد باشد ( مانند سارق و غاصب که مال غیر را بفروشد ) یا نه مانند کسی که از روی جهل مالی را از سارق خریده و به تصور آنکه قانونا مالک شده است آن را به ثالث بفروشد.

این همان مصداق فضولی است. بنابراین، عقد فضولی اختصاص به حقوق ایران و اسلام ندارد و کم و بیش در هر زمان و در هر مکان خواهد بود.

 

فکّ رهن     خلاص کردن عین مرهونه از قید رهن، خواه از طریق دادن دین و خواه از طریق ابراء داین. ولی اگر مال مورد رهن از طریق مزایده و اجرای ماده ٣۴ قانون ثبت فروخته شود این امر مصداق فکّ رهن نیست.

 

فربال     خانه تابستانی و بالاخانه ای را می گویند که اطراف آن درها و پنجره هایی داشته باشد.

 

فروش اقساطی     منظور از فروش اقساطی عبارت است از واگذاری عین به بهای معلوم به غیر، به ترتیبی که تمام یا قسمتی از بهای مزبور به اقساط مساوی یا غیر مساوی در سر رسید یا سر رسیدهای معین دریافت گردد. ( ماده ١ دستورالعمل اجرایی فروش اقساطی مسکن مصوب ١٣۶٣/١/١٩ شورای پول و اعتبار ).

 

فک     در معانی زیر بکار رفته است :

الف - به معنای فسخ چنانچه گویند معامله را فک کرد یعنی فسخ کرد. ولی اصطلاح فسخ افصح و متداول تر است و این ترادف در زیر تبصره دوم ماده ٣۴ مکرر قانون ثبت به چشم می خورد.

ب - نتیجه عمل فسخ را فک می گویند.

 

فعل مباح     فعلی است که مورد امر و نهی قانون قرار نگرفته و وسیله اجرای حق نیز نباشد. مانند کندن چاه و نهر در اراضی موات.