صندوقچه

آئین نام اجرایی قانون روابط موجر و مستاجر
نویسنده : - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٦
 

مصوب ١٣٧٨/٠٢/١٩

ماده١     منظور از واژه قانون « در این آئین نامه قانون روابط موجر و مستاجر - مصوب ١٣٧۶/٠۵/٢۶ - » می باشد.


 
 
قانون روابط موجر و مستاجر
نویسنده : - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٦
 

مصوب ١٣٧۶/٠۵/٢۶

لازم الجراء از اول مهر ماه ١٣٧۶

قسمت اول - روابط موجر و مستاجر

ماده١     از تاریخ لازم الجرا شدن این قانون، اجاره کلیه اماکن اعم از مسکونی، تجاری، محل کسب و پیشه، اماکن آموزشی، خوابگاه های دانشجویی و ساختمان های دولتی و نظایر آن که با قرارداد رسمی یا عادی منعقد می شود تابع مقررات قانون مدنی و مقررات مندرج در این قانون و شرایط مقرر بین موجر و مستاجر خواهد بود.


 
 
بخش ( الف )
نویسنده : - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

اراضی     جمع ارضی است که در فارسی به ان زمین گفته می شود.


 
 
بخش ( ب )
نویسنده : - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

بایر     زمینی که مالک دارد و برای مدت نامعلومی در ان کشت و کاری نشود.


 
 
بخش ( پ )
نویسنده : - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

پذیره نویسی ( تعهد پرداخت )     در شرکت های سهامی، یک قسمت از قیمت یا مبلغ اسمی سهام نقدا پرداخت و در قسمت دیگر ان تعهد بر پرداخت می شود، که ان را در اصطلاح حقوقی تجارت پذیره نویسی می گویند. ورقه ای که حاکی از قبول پرداخت قیمت یک یا چند سهم باشد.


 
 
بخش ( ت )
نویسنده : - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

تاخیر     در لغت به معنی پس انداختن و دیر کردن است.


 
 
بخش ( ث )
نویسنده : - ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

ثالث

الف- کسی که طرف عقد نیست و قائم مقام هیچ یک از متعاقدین نمی باشد ( مواد ٢٣١ و ۴٨٨ ق.م )

ب- کسی که طرف عقد نیست، هرچند قائم مقام یکی از طرفین باشد ( ماده ٣٩٩ ق.م )

ج- بیگانه نسبت به امری که دو طرف دارد، مانند ثالث نسبت به متداعیین یک دعوی.


 
 
بخش ( ج )
نویسنده : - ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

جایز     صفت عقد یا ایقاعی که به صرف قصد یک طرف قابل اضمحلال است.


 
 
بخش ( چ )
نویسنده : - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

چک     نوشته ایست که به موجب ان صادر کننده چک وجوهی را که نزد دیگری دارد کلاً یا بعضاً به نفع خود یا دیگری مسترد می دارد. ( ماده ٣١٠ قانون تجارت )


 
 
بخش ( ح )
نویسنده : - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

حق العمل کار     ( تجارت ) کسی که به دستور دیگری معاملاتی نموده و در مقابل ان اجرت دریافت می دارد.


 
 
بخش ( خ )
نویسنده : - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

خیار اشتراط     ( فقه-مدنی ) هرکاه بعد از عقد، وفا به شرطی که شده ( شرط فعل - شرط صفت ) نشود، کسی که به نفع او شرط شده می تواند معامله را فسخ و عوض را بگیرد و یا می تواند معامله را به همان نحو ( بدون اخذ ارش ) قبول کند. ( ماده ۴۴۴ ق.م ) در اصطلاح دیگر، ان را خیار تخلف شرط نامیده اند.


 
 
بخش ( د )
نویسنده : - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

دائن     ( فقه-مدنی ) کسی که تعهدی به نفع او بر ذمه غیر وجود دارد. در حال حاضر بیشتر اصطلاح بستانکار به جای ان استعمال می شود و متعهد له هم در همین معنی بکار می رود. ولی ممکن است کسی متعهدله باشد اما دائن و بستانکار نباشد. چنانکه کسی که به نفع او نعهد ساختن خانه ای شده است متعهدله است ولی دائن و بستانکار نیست. با کسی که به موجب سندی استحقاق گرفتن وجه التزامی پیدا کرده، عنوان دائن و بستانکار را ندارد و عنوان متعهدله را دارد. دائن و بستانکار هم در بعضی موارد نمی توانند به جای هم بکار روند؛ چنانکه ثالث در بیمه عمر فوت بیمه گذار بستانکار می شود، ولی عنوان دائن به او داده نمی شود. در اصطلاح دیگر به جای بستانکار در فقه و حقوق تجارت کلمه غریم و غرماء را بکار می برند که امروزه کمتر استعمال می شود.


 
 
بخش ( ذ )
نویسنده : - ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

ذمّه     ( فقه-مدنی ) حقی که شخصی به عهده دیگری دارد. در اصطلاح دیگر ان را حق ذمّی و حق دینی نیز می گویند.


 
 
بخش ( ر )
نویسنده : - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

( فک ) رهن      ( فقه-مدنی ) خروج مال مورد رهن از حالت وثیقه بودن، اعم از اینکه راهن دین خود را به مرتهن بدهد، یا اینکه مرتهن از حق عینی خود بر مال مورد رهن صرف نظر نماید یا دین او را ابراء کند.


 
 
بخش ( ز )
نویسنده : - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

زمین     منظور از زمین در قانون اصلاحات ارضی ١٩/١٠/۴٠ ، زمین زیر کشت یا آیش است که برای یک یا چند نوع از امور کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.


 
 
بخش ( س )
نویسنده : - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

سال     ١٢ ماه است.( ماده ۶١٢ آیین دادرسی مدنی )


 
 
بخش ( ش )
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

ششدانگ     همگی و تمامی یک پلاک یا یک ماشین یا یک قریه را گویند. مثل ششدانگ پلاک فلان یا ششدانگ ماشین ... یا مثلا ششدانگ ده احمد آباد. هر ششدانگ ٩۶ شعر است، ولی در بعضی از پرونده ها ثبتی، ششدانگ تا ١٠٠ و ١٢٠ شعر هم دیده شده، که قراردادی است.


 
 
بخش ( ص )
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

صحت     صحت یک عمل حقوقی ( عمل ناشی از قصد خواه قصد انشاء باشد خواه قصد غیر انشایی مانند قصد اقرار کننده )، عبارت است از اینکه آن عمل مطابق با شرایط قانونی واقع شده باشد. ( ماده ٢٢٣ قانون مدنی )


 
 
بخش ( ض )
نویسنده : - ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

ضمان

الف - به معنی عقد ضمان است و عبارت است از اینکه شخص مالی را که بر ذمّه دیگری است به عهده بگیرد. ( ماده ۶٨۴ قانون مدنی )

ب - به معنی مسئولیت مدنی است.

ج - گاهی به معنی اعم از عقد ضمان و عقد کفالت استعمال شده است. ضمان بر ٢ نوع است :

١- ضمان عقدی، چنان است که ماده ۶٨۴ قانون مدنی می گوید : « عبارت است از این که شخصی مالی را بر ذمّه دیگری است به عهده بگیرد و آن نوعی از انتقال دین است »

٢- ضمان قهری، عبارت است از مسئولیت انجام امری و یا جبران زیانی که کسی در اثر عمل خود به دیگری وارد آورده است. چون مسئولیت مزبور در اثر عمل قضایی و بدون قرارداد  و عقد حاصل می شود آن را قهری می گویند.

ضمان موجّل به فوت ضامن، حال می شود. ( ماده ٧٠۵ قانون مدنی )


 
 
بخش ( ط )
نویسنده : - ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

طرفین عقد

الف - کسی که ایجاب را عرضه کند و آن را قبول می کند، خواه هر یک از طرفین یک نفر باشد یا بیشتر.

ب - در معنی عام شامل هر یک از طرفین عقد و قائم مقام قانونی آنها می باشد.


 
 
بخش ( ظ )
نویسنده : - ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

ظهر نویس     کسی که فعل ظهر نویسی را به جا می آورد.


 
 
بخش ( ع )
نویسنده : - ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۳
 

عاقد     در معنای اصطلاحی به کسی گفته می شود که ایجاب یا قبول عقدی را می خواند، خواه برای خود یا به نمایندگی از طرف دیگری.


 
 
بخش ( غ )
نویسنده : - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
 

غبن     عناصر سازنده غبن عبارت است از :

الف - وجود عقود معوض غیر محاباتی.

ب - تعیین قیمت زاید بر ارزش اقتصادی مال از طرف منتقلٌ عنه.

ج - تعیین قیمت زاید مذکور در فوق ناشی از وجود عیب در مورد معامله نباشد و الّا مورد مربوط به خیار عیب است.

د - تعیین قیمت زاید مذکور در فوق ناشی از تدلیس نباشد و الّا مورد مربوط به خیار تدلیس است.

ه - جها منتقلٌ الیه به ارزش اقتصادی مالی که معامله تحصیل کرده است.

و - جهل مزبور، جهل مرکّب باشد و الّا اگر بداند که قیمت مال را نمی داند و با این وصف وارد معامله شود حق خیار غبن ندارد و مجنون محسوب نمی شود.


 
 
بخش ( ف )
نویسنده : - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
 

فرار از دین     هر عمل حقوقی متقلّبانه که منظور از عامل آن فرار از پرداخت دین باشد. طبق ماده ٢١٨ قانون مدنی « هرگاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده، آن معامله باطل است »


 
 
بخش ( ق )
نویسنده : - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
 

قصد تصرف مالکانه     نیت کسی که روی چیزی اعمال مادّی انجام می دهد. مانند کسی که به اعتقاد داشتن مالکیت عین یا منافع بر آن چیز، آن اعمال مادی را صورت می دهد.


 
 
بخش ( ک )
نویسنده : - ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
 

کذب     دروغ گفتن. دروغ.


 
 
بخش ( گ )
نویسنده : - ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
 

گردش ثبتی ( جریان ثبتی )     گردش ثبتی یک ملک عبارت از کلیه اقدامات انجام شده در ثبت از تشکیل پرونده تا صدور سند مالکیت می باشد. در اعلام گردش ثبتی یک پلاک که به دفعات توسط مالکان درخواست ثبت گردیده، جریان مقدار مورد درخواست هر یک باید به طور جداگانه منظور شود.


 
 
بخش ( ل )
نویسنده : - ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
 

لازم     صفت عقد یا ایقاعی است اقدام کننده ی به آن نتواند با قصد یک طرفی خود ان را فسخ کند. عکس آن را جایز گویند. ( ماده ١٨۵ و ٢١٩ قانون مدنی )


 
 
بخش ( م )
نویسنده : - ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

مثمن     معوض را در عقد بیع مثمن گویند و عوض را ثمن نامند. ( ماده ١٩٧ قانون مدنی )


 
 
بخش ( ن )
نویسنده : - ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

نمایندگی قراردادی     نمایندگی ناشی از توافق طرفین مانند نمایندگی وکیل از طرف موکّل و نمایندگی حق العمل کار از طرف آمر.


 
 
بخش ( و )
نویسنده : - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

ودیعه     عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می سپارد برای اینکه آن را مجّاناً نگهداری نماید. ودیعه گذار را مودع و ودیعه گر را مستودع یا امین می گویند. ( ماده ۶٠٧ قانون مدنی )


 
 
بخش ( ه )
نویسنده : - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

هبه     تملیک عین بدون عوض و به طور منجّز. ماده ٧٩۵ قانون مدنی در تعریف آن گفته است : « عقدی است که به موجب آن یک مفر مالی را مجّاناً به دیگری تملیک می کند. تملیک کننده را واهب و طرف دیگر را متّهب و مالی که مورد هبه است عین موهوبه گویند »

     هبه اعم از هدیه است، زیرا در هبه شرط نیست که مورد آن، ( عین موهوبه ) از مکانی به مکان دیگر نقل شود نیز قصد اکرام و تعظیم در آن شود؛ حال آنکه این هر دو در هدیه شرط است. به همین جهت در مال غیر منقول کلمه هدیه استعمال نمی شود ونمی گویند باغ یا خانه را هدیه کرد.

     هبه به معنی اعم، تملیک مال است بدون عوض؛ ولو اینکه برای تشویق و جبران زحمت کسی باشد ( جایزه ) یا به قصد قربت به عمل آمده و متّهب فقیر باشد ( صدقه ) و حتی وقف هم داخل ماهیت هبه به معنی اعم است. در حالی که در هبه به معنی اخص که عین مال منتقل می شود ماهیت وقف از آن خارج است هرچند صدقه و جایزه و هدیه در آن وارد می شود.


 
 
ثبت عمومی
نویسنده : - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
 

قسمت اول - اعلان ثبت و تحدید حدود

ماده٩     در نقاطی که اداره ثبت موجود است از تاریخ اجرای این قانون و در سایر نقاط پس از تشکیل اداره یا دائره ثبت وزارت عدلیه حوزه هر اداره یا دائره ثبت را به چند ناحیه تقسیم کرده و به ثبت کلیه اموال غیر منقول واقع در هر ناحیه اقدام می کند.


 
 
بخش ( ی )
نویسنده : - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
 

ید عاریه     (فقه) تصرف در مال غیر که بدون اذن مالک و قانون بوده باشد مانند تصرف غاصبانه و تصرفی که در حکم غصب است ( ماده٣٠٨ قانون مدنی ) در همین اصطلاح ید عدوان و ید عدوانی را نیز بکار می برند اصطلاح مقابل بالا را ( ید شرعی ) و ( ید قانونی ) نامند چنانکه در اصطلاحات جدید ید عدوانی را ( ید غیر قانونی ) هم می گویند.


 
 
تشکیلات اداری ثبت
نویسنده : - ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
 

ماده١     در حوزه ابتدایی به اقتضاء اهمیت محل یک اداره یا دائره ثبت اسناد و املاک تاسیس می شود. ممکن است هر اداره یا دائره ثبت دارای شعبی باشد.